نگاه راهبردی ج.ا.ایران و چین به نظم موجود

گروه/ معاونت*

محیط پیرامونی و بین­الملل

موضوع/ عنوان

نگاه راهبردی ج.ا.ایران و چین به نظم موجود

چکیده*

نگاه راهبردی ایران و چین به نظم بین المللی ، مقوله مهمی است که پرداختن آن برای یافتن دیدگاه های مشترک و نقاط افتراق دیدگاههای دو کشور در مسایل بین الملل ومنطقه ای می تواند چراغ راهی برای تبین روابط دو کشور در سطح راهبردی باشد. به هر حال دو کشور در نهایت در بسیاری از زمینه ها دارای نقاط مشترک راهبردی می باشد که یافتن و پرداختن به این نکات می تواند پل های برای تقویت روابط راهبردی دو کشور ایجاد نماید و در ساختار روابط بنیادی دو کشور موثر واقع گردد.

متن تحلیل*

نظم بین­الملل و منطقه­ای

به لحاظ مفهومی اگر بخواهیم رویکرد ایران و چین را به نظام بین الملل بررسی کنیم، هر دو کشور دولت های تجدید نظر طلب هستند، بدین معنی که هر دو کشور توزیع قدرت بین المللی موجود را نمی پذیرند، اما تمام دولت های تجدید نظرطلب را نمی توان در یک گروه دسته بندی کرد.

چین یک دولت «تجدید نظر طلب اصلاح طلب» بوده و مایل است در نظام بین الملل تغییراتی ایجاد نماید، اما نه از راه فرو پاشی نظام فعلی، بلکه از درون سیستم های موجود تعبیه شده در این نظم بین الملل. از این رو، به دنبال بازنگری در بخش هایی از این نظام است و بخشی های را هم می پذیرد. در بخش هایی نیز می خواهداز طریق نهادها و ساز و کارهایی که بازیگران اصلی آن را می پذیرند، اصلاح نماید. نماد این اقدام ها نیزMIF، تأسیس بانک سرمایه گذاری بین المللی یا بانک بریکس است که همه اینها اصلاحات درون سیستمی است که چین بر خلاف روسیه تا حدودی انجام می دهد. بنابر این، ذیل این مفهوم می توان سیاست خارجی چین را ظهور مسالمت آمیز چین دانست، چینی که نمی خواهند ظهورش به فروپاشی نظام بین الملل و شکل گیری یک نظام کاملا متفاوت منجر شود.

سیاست خارجی ج.ا.ایران دارای دوره های بیشتری است (دولت تجدید نظر طلب، اصلاح طلب، تجدید نظر طلب انقلابی و ...)، اما اگر بیانات شخص اول مملکت که بیشترین تأثیر در سیاست خارجی ما دارد را تحلیل محتوا کنیم، ج.ا.ایران یک  دولت تجدید نظر طلب انقلابی است که حداقل بخشی از سیستم بین الملل را در گفتار قبول ندارد و تا جایی که قدرت ما اجازه دهد، تلاش می کنیم این نظم را برافکنده و بنیادهای جدیدی ایجاد کنیم. با نهادهای بین المللی و  با هژمونی آمریکا و ارکان نظام بین الملل رویکرد انقلابی داریم، بنابراین، ج.ا.ایران و چین به لحاظ مفهومی هرچند ذیل یک مفهوم دولت تجدید نظر طلب در نظام بین الملل قرار می گیرند، ولی دو نوع متفاوتند و همین تفاوت است که همکاری چین و ایران را دربسیاری از مسائل بین الملل کند کرده و با روس ها بیشتر پیش می روند.

دلایل مطرح برای انتشار اسناد دفاعی از سوی دولت تجدید نظر طلب و اصلاح طلب چین:

  1. نظم موجود بین الملل یک فرصت برای چین است، یعنی توزیع قدرت بین المللی موجود فرصتی است برای رشد و توسعه و راهبرد کلان سه دهه چین (استراتژی توسعه اقتصادی).
  2. روندهای کلیدی که به سیاست بین الملل شکل می دهد، توسعه و صلح است.
  3. روابط کشورها در قالب پیچیده ای از همکاری و رقابت قرار گرفته و چین دیگر نمی تواند با ذهنیت «جنگ سرد» جهان را نگاه کند.

به همین دلایل، از نگاه چین نظام بین الملل یک نظام پیچیده است و رفتارهای سنتی نمی تواند جوابگو باشد و به رهیافت جدیدی نیاز است. در حوزه فرهنگی، روی گفتگو تمدن ها تأکید دارند، یعنی رویکردی که ما مطرح کردیم؛ آنها عملیاتی نمودند. آنها معتقدند چین به عنوان یک تمدن باید با بقیۀ تمدن ها و به ویژه با غرب گفتگوی فعالانه داشته باشد، زیرا غرب مسئله اساسی آنها است. به همین دلیل تاکنون 480 مؤسسه کنفسیوس تأسیس کرده که از این تعداد 100 موسسه در آمریکا فعالیت داشته و قرار است تا سال 2020 به هزار موسسه افزایش یابد. این موسسه ها، کانون گفتگوی چین با دیگران است.

در حوزه اقتصاد بین الملل، چین دو رویکرد تطبیق و اصلاح را دارد. کشوری است که بیشترین مشارکت را در اقتصاد بین الملل دارد و بر اساس آمار سازمان جهانی اقتصاد، چین کانون جهانی ارزش است، یعنی تقریبا همه ارتباطات جهانی اقتصاد در یک جا از چین عبور می کند. چین کاملا در اقتصاد جهانی ادغام و تطبیق یافته و رویکرد دیگری به موازت قدرتمند شدن در پیش گرفته است و آن اصلاح اقتصاد جهانی است که در سال های گذشته کمتر شاهد این رویکرد بوده ایم. اصلاح ساختار اقتصادی جهان به این معنی است که چین معتقد است ساختار نظام اقتصادی فعلی بین المللی نمی تواند با واقعیت های جهان امروز مطابقت داشته باشد.  یعنی جی 7 ، صندوق بین المللی پول و بانک جهانی، همه باید اصلاح شوند. به همین دلیل، با دو راهبرد به سراغ این نهادها رفته ودر تلاش اصلاح آنها است:

1- تلاش مستقیم برای اصلاح این نهادها. برای نمونه در سازمانی جهانی پول موفق شد سهم خود را با قراردادن «یوان» در سبد ارزی جهانی به دست آورد و تلاش می کند شیوه وام دهی این نهادهای بین المللی را تغییر دهد، زیرا رویکرد چین برای وام دهی به کشورهای در حال توسعه کاملا متفاوت با صندوق بین المللی پول است. چین بدون توجه به نوع دولت ها یا حکومت ها یا استفاده از ابزاری مانند حقوق بشر، به کشورهای آفریقایی وام داده و در عوض امتیازی از آنها می گیرد. از این رو، صندوق بین المللی پول را  در کشورهای آفریقایی کاملا حاشیه نشین کرده است.

2- ایجاد نهادهای جدید یا موازی با نهادهای بین المللی. (مانند بانک بریکس) 

دغدغه های راهبردی ج.ا.ایران:

1- در عراق یک دولت دوست وشیعه حاکم و حکومت آن تداوم داشته باشد و در شامات (سوریه و لبنان) موقعیت محور مقاومت حفظ گردد.

2- نظام سیاسی بتواند بقای خود را حفظ نماید و به تهدیدهای بیرونی پاسخ دقیق و مؤثر دهد.

نتیجه: در سطح کلان، ایران و چین در مواردی دارای اشتراک نظر هستند که کلیدی ترین این اشتراک، خدشه دار نشدن حاکمیت کشورها و عدم مداخله در امور داخلی کشورهاست، در حالی که آمریکا و غرب به دنبال تغییر نظم بین الملل هستند. از شباهت های دو کشور ایران و چین این است که هردو کشور در حال توسعه هستند.

جمع­بندی

به طور خلاصه، در موضوع اقتصاد سیاست چین، این کشور تا جایی که ممکن است خود را با اقتصاد جهانی تطبیق داده و هر چه قدرتش بیشتر می شود، سعی می کند اصلاحات درون سیستم را متناسب با منافع خود به پیش ببرد. در حوزه امنیت بین الملل، رفتار چین کاملا همکاری جویانه است. به عبارت دیگر، کمتر دیده شده در مقابل رویکرد غربی ها رفتار واکنشی شدید نشان دهد، در حالی که این رویکرد در روسیه عمدتا شدید است. چین دارای دغدغه های بین المللی است که به هیچ وجه حاضر نیست در مورد این دغدغه ها با غرب معامله کند. مهمترین این دغدغه ها بحث تایوان و دریای چین جنوبی است. درمورد تایوان به هیچ قاعده و اصول بین المللی پایبند نبوده و  مذاکره را قبول ندارد و در صورت نیاز، حتی حاضر است وارد جنگ شود. دریای چین جنوبی و دریای چین شرقی نیز اولویت دوم امنیتی چین است. به جز این موارد، چین حاضر است در همه موارد دیگر با جامعه جهانی وارد مذاکره شود، لذا باید گفت به جز آسیا- پاسفیک، چین در سایر موارد مشکلی برای مذاکره با جامعه جهانی و در راس آن آمریکا ندارد.

اما ج.ا.ایران نظام بین الملل را به عنوان «نظام سلطه» مفهوم بندی کرده و آن را یک نظام ظالمانه می داند که دارای حوزه وسیعی از تهدیدها علیه ایران است. ما حوزه های فرصت را خیلی کم در سخنان رهبرانمان  می بینیم و در عوض، در ادبیات سیاست خارجی ما حوزه های تهدید بسیار که مهمترین آن بحث نفوذ است. نگاه دیگر ما به نظم بین الملل آن است که این نظام برای تأمین منافع دولت های سلطه گر (عمدتا غربی) بوده و نمی خواهد دیگران در این نظام اشتراک داشته باشند. از این رو، راهبرد ایران «مقاومت» در عرصه های مختلف (اقتصاد مقاومتی، محور مقاومت و...) است. 

جمع بندی: ایران نظم بین الملل را یک تهدید راهبردی می داند، در حالی چین آن را یک  فرصت - تهدید، با اولویت «فرصت» تلقی می کند. از این رو، از نظر دغدغه و نگرانی های راهبردی با چین متفاوت و نقطه اشتراکی و همپوشانی نداریم .

سوتیتر *

نظم بین­المللی و منطقه­ای.

 

واژگان کلیدی*(3 تا 6 واژه)

منطقه، نظم، بین­الملل، ج.ا.ایران، چین.

تصویر

 

اخبار هفته مرتبط

میز مطالعاتی قدرت های آسیایی در تاریخ  18/9/1394