نقش آفرینی کردهای سوریه و تأثیر آن بر ترکیه

چکیده:

با شرایط ایجاد شده در سوریه، مناسبات جدیدی نیز میان بشار اسد و کردها بعد از سال 2011 شگل گرفت. ابتدا کردها با بشار اسد به توافق رسیدند و جغرافیا را با تفاهم از بشار گرفتند. با ستیزه جویان حکومت سوریه نیز توافق کردند و گفتند در این جغرافیا اجازه ورود به شما نمی دهیم و از طرفی به حکومت نیز اجازه نمی دهیم از اینجا به شما ضربه ای بزند. از لحاظ سیاسی نیز به معارضان فشار آوردند که موضع خود را مشخص کنید که با ما هستید یا با نظام؟ آنها گفتند ما با شما و نظام کاری نداریم و هر کس مطالبات ما تأمین کند با او هستیم!. اما نه نظام بشار به مطالبات این ها که همان «کیان کردی» است توجه کرد و نه معارضان سوری، بنابراین، کردهای سوری خود را بینابین حفظ کردند.

تحولات شکل گرفته در سوریه

زمانی که گفتمان سیاسی شکل گرفت، آمریکایی ها، غربی ها و ترک ها نیز وارد موضوع شدند و مذاکرات ژنو 1 و 2 شکل گرفت و جناح کردی شورای میانه (وابسته به مسعود بارزانی) در تعامل با ترکیه بود (زیرا بارزانی در این زمان متمایل به ترک ها بود) و آنها وارد تعامل با مخالفان سیاسی شدند، از این رو، در قالب گفت و گوهایی که شکل گرفت، کنار این ها نشستند و در ائتلاف وارد شدند. در نقطۀ مقابل، آقای صالح مسلم ابتدا وارد نشد و گفت هر کس حق کردهای سوریه را بدهد، ما با او هستیم، اما وقتی دید اوضاع به سمت سیاسی میل پیدا کرده، آرام آرام در لابی با روس ها، او نیز وارد مذاکرات شد و خیلی تلاش کرد خود را یک طرف معادله قرار دهد، یعنی در خلال مذاکرات که قرار شد نظام سوریه یک طرف بنشیند و معارضان نیز یک طرف، کردها گفتند ما نه با نظام هستیم و نه با ستیزه جویان! و باید ضلع سوم مذاکرات باشیم که با فشار آمریکا پذیرفتند با نام معارضان سیاسی وارد گفتمان های مذاکراتی شوند. بنابراین، معارضین سیاسی به دو جناح تقسیم شدند: جناح نزدیک به بارزانی که وارد تعامل با معارضان مخالفین بشار شد و جناح دیگر وارد تعامل با قدرت ها شدند و به گفتمان آمدند، زیرا از این ترسیدند که از شناسایی بین المللی محروم شوند.

کردهای سوریه با معارضان مسلح (بیشتر تکفیری ها) نه وارد تقابل شدند و نه مذاکره و یک صلح نانوشته دارند که نه شما وارد معادلات ما شوید و نه ما وارد معادلات شما می شویم.  می توان گفت که تلاش کردند با معارضان مسلح به یک گفتمانی برسند که هر کس در خانۀ خودش باشد!. اما دولت آنکارا تلاش می کرد از طریق معارضان مسلح به کردها فشار آورد، از این رو یک الگوی جدید درست کردند و یک تعریف سیاسی به نام «کانتون» مطرح کردند و گفتند ما به این شکل تقسیم جغرافیایی «فدرال» نمی گوییم، بلکه کانتون های خود مدیریتی هستند و با انتخاباتی که انجام داد، خودش برتر شد و مدیریت این سه کانتون را درست کرد. این وضعیت برای اوایل سال 2014 تا اواسط آن است. قبل از اینکه به اینجا برسیم، حادثۀ «کوبانی» شکل گرفت و داعش برای تصرف این منطقه فشار آورد و کل آن را از دست کردها گرفت.  با این حادثه، کردها با قدرت بزرگ رسانه ای که در اختیار داشتند و با فشار افکار عمومی غربی و منطقه ای، کاری کردند که آمریکایی ها به این نتیجه برسند از کردهای سوریه حمایت کنند و این نقطه تلاقی آمریکا و ترکیه در موضوع کردی است.

آمریکایی ها ابتدا وارد گام نظامی نشدند و زمانی که داعش می رفت تا به نقاط مرزی برسد، مسعود بارزانی وارد شد و به ترکیه فشار آورد و آمریکا نیز به ترکیه فشار آورد و یک ائتلاف شکل گرفت. سپس آمریکا آرام آرام شروع به بمباران مواضع داعش در حمایت از کردها کرد. بارزانی نیز از اینها قول گرفت که اجازه دهند سایر کردها هم بیایند. ترک ها گفتند به شرطی اجازه حضور دیگر کردها را می دهیم که ما هم شریک شویم و ترک ها اجازه دادند تا پیشمرگه ها از اقلیم کردستان به سوریه بروند. کردهای سوریه توانستند در کنار بمباران آمریکایی ها این منطقه را به دست گیرند و پس از چندی توانستند کل منطقۀ «تل ابیض» را بگیرند و خطی را تکمیل کردند که ترک ها همواره از شکل گرفتن آن در هراس بودند. معتقدم این موفقیت کردها با تبلیغات جمهوری اسلامی (به دلایل مختلف)،  بمباران آمریکا و تلاش کردها شکل گرفت و هرچه اردوغان و داوود اوغلو به آمریکایی ها گفتند که این جریان های کردی با داعش یکی هستند، آنها نپذیرفتند. آمریکایی ها می دانند که هر کدام این جریان ها دارای چه ویژگی هایی هستند و می خواهند در هر کدام در طرح های خود (در سوریه و ترکیه) از این جریان ها استفاده کنند. می دانند که اینها نیروهای خوب، توانمند و قهاری هستند و در ضمن تروریست هم نیستند. پس، در تعامل کردهای سوریه با نظام بین الملل، مرکزیت این کیان در آمریکا شکل گرفت و آنها توانستند سرزمین مهمی را در اختیار گیرند. پس، کردهای سوریه که در حقیقت همان پ.ک.ک است و امروز به نام دیگری در سوریه کار می کند، به کمک بمباران آمریکایی ها به این کار موفق شد و متأسفانه ما نیز باورمان این است که برای مثال ده هزار دختری که تازه یک سال است سازماندهی شده اند، توانستند داعشی ها را به عقب برانند! ما قبول داریم که آنها جانانه مقاومت کردند، اما پیروزی نداشتند و تا آمریکایی ها نیامدند، کل مناطق کوبانی دست داعش بود.

وضعیت کردستان سوریه چه آثاری بر روند کردی ترکیه دارد؟

اگر آن جغرافیا شکل گیرد، پ.ک.ک در 880 کیلومتر مرز ترکیه مستقر خواهد شد که حداقل 600 کیلومتر آن مرز کفی یک دست است، نه کوهستانی و صعب العبور و نقاط جمعیتی بسیاری نیز در آن وجود دارد. بنابراین، از لحاظ امنیتی ترکیه به شدت آسیب پذیر خواهد بود. از لحاظ سیاسی نیز این جریان کردی همان مشابه پ.ک.ک است که در مناطق شمال سوریه حاکم خواهد شد و گوش به فرمان پ.ک.ک است و این از لحاظ سیاسی برای ترکیه خطرناک است. از لحاظ اجتماعی، جنوب ترکیه با حداقل 600 کیلومتر با یک جمعیت کرد سوری همسایه است که اولا از لحاظ دینی و نژادی خیلی بیشتر از کردهای عراق با آنها نزدیکی دارند و همچنین، رفت و آمد در طول این چند سال به سهولت انجام شده و به لحاظ حاکمیتی بر روی کردهای ترکیه اثر گذار خواهد بود. از این رو، ترکیه از لحاظ اجتماعی از این اتفاق ها می ترسد و به لحاظ بین المللی نیز پذیرش یک کیان کردی در شمال سوریه برای او قابل تحمل نیست. اکنون آمریکایی ها غیر از پذیرش و غیر از شناسایی بین المللی کردهای سوریه، به اوج همکاری نظامی با آنها را رسیده و «اشتون کارتر» وزیر دفاع آمریکا به شکل رسمی اعلام می کند که هواپیماهای ما در حمایت از کردها، «رقه» را بمباران کردند. اکنون افسران عملیاتی قرارگاه های آمریکا در روی زمین و کنار کردهای سوری برای هماهنگی عملیات پروازی حضور دارند و یکی از مسئولان پنتاگون در یک مصاحبه به شکل رسمی اعلام می کند که کافی است کردهای سوریه تلفنی از مرکز عملیاتی ما در اربیل درخواست پرواز کنند و ما برایشان انجام می دهیم. به جز این موارد، اکنون آمریکا در موضوع پ.ک.ک همکاری گسترده ای با آنکارا دارد، اما هر چه قدر دولت ترکیه اصرار می کند که این جریان کردی سوریه «تروریسم» معرفی شود، آمریکایی ها نمی پذیرند. یعنی کار به جایی رسیده است که آمریکایی ها در این موضوع با ترکیه حتی مقابله می کنند و می گویند: «این بچۀ خوب بازی است، پسر خوبی است و نباید از آن ترسید!» پس کاملا مشخص است که ترکیه از این تحولات می هراسد و بر روی امنیت او تأثیر منفی خواهد داشت.

اما اقدام های ترکیه برای به هم ریختن این معادلات چه بود؟ و برای اینکه وضعیت کردستان سوریه را به هم بزند چه کار کرد؟ ابتدا از معارضان سیاسی حمایت زیادی کرد و تلاش کرد غیر از منافعی که در دمشق داشت، منافعی در حوزۀ کردی را به ستیزه جویان سیاسی سوریه بفهماند. یعنی اینکه معارضان سیاسی سوریه، هم به علت خودشان و هم به علت ترکیه، حاضر نشدند به حقوق کردی سوری و مطالبات آنها توجه و اعتراف کنند. معارضان مسلح نیز هر بار کسی را برای اذیت کردن اینها اجیر کردند، یک بار جبهه النصره و بار دیگر داعش را تحریک کردند تا برای کردهای  سوری چالش ساز شوند. سپس، از ظرفیت اقلیم کردستان عراق استفاده کرد و گفتیم که در مقاطع مختلف چه فشار هایی آورد. از ظرفیت سایر جریان های کردی، از جمله شورای میهنی وابسته به مسعود بارزانی نیز در چالش درون کردی استفاده کرد. در حال حاضر نیز از ظرفیت های ترکمن ها به شدت در منطقۀ «تل ابیض» استفاده می کند که آن منطقه به هم متصل نشود. آخرین اقدام ترکیه نیز ایجاد «منطقۀ ممنوعه» است و این توضیحات، تشریح وضعیت نسبی حضور نظامی ترکیه در سوریه است.