تقابل اقتصادی چین و آمریکا

در سند راهبردی آمریکا که در ششم فوریه 2015 منتشر شد از چین بعنوان یک قدرت اقتصادی بزرگ و تهدید آمیز نام برده شده و در عین حال تصریح گردیده که آمریکا خواهان رابطه سازنده با چین می باشد که ضمن تأیید قدرت اقتصادی، سیاسی و ... هر گونه تقابل با این کشور را رد می کند. در زیر عین پارگراف همکاری و رابطه با چین آورده شده در حالی که در راهبرد 2010 از چین بعنوان همکار نام برده شده است. 

در سند راهبردی آمریکا چنین آمده است: «ما خواهان رابطه ای سازنده با چین هستیم رابطه ای که به نفع شهروندان دو کشور باشد و به توسعه و تقویت امنیت و رفاه در آسیا و جهان کمک کند. ما خواهان همکاری های مشترک در برابر چالش های منطقه ای و جهانی از جمله در بخش مقابله با تغییرات جوی، بهداشت عمومی، رشد اقتصادی و خلع سلاح شبه جزیره کره هستیم. در حالی که ما با چین رقابت خواهیم داشت اما تقابل با این کشور را رد می کنیم. همزمان که از موقعیت قدرتمند رقابت را مدیریت می کنیم خواهان آن هستیم که چین قوانین و هنجارهای بین المللی را درباره مسائل مختلف از جمله امنیت دریایی و تجارت و حقوق انسانی رعایت کند. ما از نزدیک روند مدرن سازی ارتش چین و افزایش حضور نظامی آن را در منطقه آسیا زیر نظر خواهیم داشت. همزمان تلاش خواهیم کرد راه هایی را برای کاهش کج فهمی و محاسبات نادرست در روابط دو جانبه بیابیم. در حوزه امنیت سایبری یا فضای مجازی هم ما اقدامات ضروری را برای محافظت و مراقبت از فعالیت های خود و دفاع از شبکه های رایانه ای خود در برابر سرقت های رایانه ای که بدنبال اطلاعات مخفیانه تجاری از شرکت های تجاری هستند و با این اقدامات چه از سوی بازیگران خصوصی در فضای مجازی چه از سوی حکومت چین مقابله خواهیم کرد.»

در این سند ضمن حفظ رقابت در زمینه اقتصادی، اشاره های به فعالیت های نظامی و رشد فزاینده ارتش این کشور که در رده بندی جهانی رتبه سوم را از آن خود کرده است اشاره نموده است، آمریکا با تأکید به جنگ اقتصادی،  جهت تصاحب بازارهای جهانی، که خود قوانین بین المللی آن را می نویسد، و از طرفی نمی تواند جلو پیشرفت چین را بگیرد سر در گم شده است، لذا رئیس جمهور آمریکا باراک اوباما در پیام قبلی خود به کنگره این مطلب را عنوان نمود: چین می خواهد قانونی برای سریعترین منطقه ی در حال توسعه ی جهان یعنی آسیا بنویسد. رئیس جمهور آمریکا تاکید نمود که این امر (وضعیت) تجارت آمریکا را در شرایط عقب مانده تری از چین قرار خواهد داد.

باراک اوباما از کنگره اختیارات بیشتری درخواست نموده تا چین را در میدان تجارت جهانی محدود سازد. او قصد دارد از این اختیارات برای تصویب توافق های تجاری قوی از آسیا تا اروپا استفاده کند و ضمنا چین را مجبور سازد که به جای قوانین خود براساس قوانین آمریکایی و با هماهنگی با او در زمینه تجارت و اقتصاد بازی کند.

 تصور می شود آمریکا چین را به مبارزه طلبیده است اگرچه کاملا مشخص نیست که چه ذخایری برای جنگ تجاری دارد ، الکساندر لارین ، کارشناس دانشکده ی خاور دور آکادمی علوم روسیه در باره این مبارزه اقتصادی می گوید:

این موضوع عملا دعوت به جنگ تجاریست. مبارزه برای بازار فروش ، کالاها و نیروی کار ارزان یکی از مهمترین جهات رقابت پکن و واشنگتن است. تا این اواخر چین در آفریقا ، آمریکای لاتین و آسیای جنوب شرقی، آمریکا را در تحت فشار قرار داده بود، به نظر می رسد که اکنون در واشنگتن تصمیم گرفته اند با این مورد کنار نیامده و اقدامات قاطعی را در مقابل چین صورت دهند که این عامل عامل رقابت بیشتر و بی ثباتی در زمینه های مختلف اقتصادی، تجاری و انرژی را شامل خواهد شد. در واقع دشوار است بگوییم که آمریکا چه می خواهد بکند.

چین سرمایه ی زیادی به شکل نیروی کار ارزان و توانایی بالای کپی سازی از تکنولوژی های خارجی دارد. برای همین چین به جایگاه بالای اقتصادی ارتقا پیدا کرده است، و در واقع این کشور به کارخانه ای جهانی تبدیل شده است. برای ایالات متحده ی آمریکا سخت است که به این چالش پاسخ گوید. این امر اصطکاک و تنش در ارتباطات بین چین و آمریکا را تشدید می کند.

کارشناس اقتصادی الکساندر سالیتسکی معتقد است: که طرح باراک اوباما جهان را به بازی منحصرا بر اساس قوانین آمریکایی سوق خواهد داد، و این تلاش جدیدی است تا برای بازار چین مانع تراشی کنند. اما اجرای این طرح بسیار دشوار است.

کارشناسان سیاسی و اقتصادی معتقد هستند که: نه یک کشور و نه حتی یک گروه بزرگ ، در حال حاضر قدرت نوشتن قوانین تجارت بین المللی را به تنهایی نخواهد داشت.

به نظر می رسد: رئیس جمهور آمریکا با متهم کردن چین کمی زیاده روی کرده است. او احساس شخصی خود را نسبت به چین ابزار داشته است. این حسادت به رشد اقتصادی چین منجر خواهد شد که به تدریج آمریکا را از رتبه اول در اقتصاد جهانی و تجارت جهانی به زیر می کشد.

آمریکا نمی تواند در برابر قدرت اقتصادی چین و رسیدن این کشور به جایگاه اول در اقتصاد جهانی مقاومت کند. آنها مشکلات کوچک و بزرگی را بر سر راه چین در بازارهای جهانی قرار می دهند و اقدامات مربوط به تبعیض تجاری را تقویت خواهند کرد. اما به نظر نمی رسد که تمامی این کارها به تقابل شدید و جنگ اقتصادی و تجاری بین آمریکا و چین منجر گردد.

همچنین کارشناسان تردید دارند که باراک اوباما اراده ی سیاسی و قاطعیت کافی داشته باشد که به چین به عنوان وام دهنده ی اصلی آمریکا ضربه بزند. چین اوراق بدهی دولت آمریکا را به میزان تقریبی 2.5 تریلیون دلار خریده است. و این شاید یکی از اصلی ترین برگ های برنده ی پکن در جنگ تجاری با واشنگتن می باشد که آمریکا می خواهد آنرا شروع کند.

در نتیجه آمریکا در تقابل با چین در زمینه های اقتصادی به نظر برگ برنده ای نخواهد داشت و چین را باید برنده این بازی دانست، هرچند بنظر می رسد که آمریکا از حالا علاوه بر بحث اقتصادی، مسائل مختلف دیگری از جمله: امنیت سایبری که دولت آمریکا متعهد شده تا از سرقت های رایانه ای اطلاعات تجاری شرکت ها یا فضای مجازی خود در مقابل سرقت شرکت ها و حکومت چین محافظت نماید. حمایت آمریکا از امنیت کشورهای دوست و هم پیمان خود، «اختلافات ارضی کشورهایی مانند تایلند و ژاپن، فیلیپین و ... »در مقابل چین، و... از جمله بهانه های مختلفی را تشکیل می دهند تا دست آمریکا برای فشار به چین بازتر و به اصطلاح زمین بازی را با قاعده خودش انتخاب نماید. قطعاً چین نیز برای این عمل آمریکا برنامه خودش را پیاده خواهد نمود.

اگر در همین رابطه سفر بارک اوباما به هندوستان در این اواخر که با سالگرد استقلال هند هم زمان می شد را مورد ارزیابی قرار دهیم، متوجه خواهیم شد که وی بدون هدف به هند سفر ننموده بود، بلکه با کمی کنکاش در می یابیم که آمریکا از هند که رشد اقتصادی 5/7 درصد را در سال 2014، تجربه کرده است بخواهد که در این بازی شریک او شود و او را در بازی خود با چین همراه نماید. این رشد اقتصادی دو دهم درصد هند که چین را پشت سر گذاشته کافیست که  آمریکا را امیدوار کند تا با کمک هندوستان بتواند در جنگ اقتصادی مقابل چین پیروز شود، از طرف دیگر باید به این نکته توجه نمود که روسیه، چین و هند اخیراً قرارداد همکاری در دوم فوریه سال جاری میلادی (2015) بین خود به امضاء رسانده اند، همچنین روسیه و چین قصد دارند که در همین سال جاری هندوستان را وارد پیمان شانگهای بعنوان عضو اصلی به پذیرند، با این کار عملاً حوزه نفوذ آمریکا در هند را محدود خواهد شد، همچنین باید توجه داشت که هند از روابط با غرب خاطره خوشی ندارد که برای روشن شدن این ادعا به سه نکته از آن اشاره می شود: 1ـ استعمار انگلیس در این کشور که چند قرن به طول انجامید، 2 ـ قرارداد خرید هواپیمای رافائل از فرانسه که بعد از دو سال به تعویق افتاد و تقریباً این قرارداد بخاطر مشکلات پیش آمده هنوز جامه عمل به خود نپوشیده و باید آن را منتفی دانست، 3 ـ خرید هواپیمای اف ـ 35 آمریکایی در سال 2008 که بعد از مذاکرات اولیه و منصرف شدن هند از خرید هواپیمای سوخو ـ 35 روسی، هیچوقت نتوانست به نتیجه مورد دلخواه هند برسد، و... می توان از جمله مواردی برشمارد که هند را از آمریکا دور خواهد کرد و اعتبار غرب را نزد هندی ها کاهش داده است.

هرچند هنوز خیلی زود است که بخواهیم بازیگری هند را در زمین آمریکا یا چین و روسیه شاهد باشیم یا بگوییم هند برای آمریکا حاضر است بازی کند، اما تجربه نشان داده که نگاه هند به شرق مخصوصاً روسیه متمایل و مثبت تر است.