بررسی نقش آفرینی ترکیه در سوریه

چکیده:

مسئولان حزب عدالت و توسعه در پی آن بودند که با تعامل با کردها و دادن امتیاز به جمعیت کرد و گفتگو با حزب کردی بتوانند وضعیت مناسبی در حوزۀ کردی منطقه داشته باشند، به این شکل که با مسعود بارزانی در اقلیم کردستان بالاترین روابط اقتصادی – سیاسی در درون جامعۀ کردی برقرار کرد و فکر می کرد با تعامل گسترده با اقلیم کردستان و تعامل با کردهای خود، موضوع کردی در سوریه را به گونه ای مدیریت کند. هدف ترکیه نیز این بود که در سیاست های آنکارا نسبت به دمشق بتواند از آن استفاده کند، یعنی بیشتر موضوع حوزۀ منفعت ملی، حوزۀ تهدیدهایی که این «کیان کردی» به عنوان امنیت ملی برای او متصور است را بتواند مدیریت کند.

رویکرد ترکیه به موضوع سوریه 

ترکیه در موضوع کردی،  یک رویکرد تعاملی با کردهای داخل و رویکرد تعاملی با کرد اقلیم کردستان دارد، اما از وضعیت کردهای سوریه دچار نگرانی هایی است. موضوع کردی در داخل به یک سمت نسبتا مدیریت  شده­ای رفت و با پ.ک.ک یا همان کردها، به گفتمان رسید و یکسری اقدام ها در داخل انجام داد، به آن امید که بتواند وضعیت کردهای داخل خود را مدیریت کند تا موضوع کردی سوریه، چالشی بر سیاست های حزب عدالت و توسعه در داخل آنکارا نداشته باشد.

ترکیه در موضوع نظام سوریه، راهبرد سرنگونی نظام را در پیش گرفت و در این راه با هیچ کس عقد اخوت نبسته و نباید در این حقیقت تردید کرد. ابتدا به حمایت از «اخوان المسلمین» برخاست و از تظاهرات مردمی در سوریه پشتیبانی کرد و بعد که اخوان موفق نشد، به سمت جنگ مسلحانه در داخل سوریه رفت و از افسران جدا شده با نام «جیش الحر» حمایت کرد. آنها نیز چند روزی بر جغرافیای سوریه مسلط بودند، اما توان لازم برای سرنگونی بشار اسد را نداشتند و از طرفی، بازیگران عربی و تندروهای دیگر از سایر کشورها، از جمله تکفیری ها و «جبهه النصره» به صحنه آمدند و پرچم مبارزه را در دست گرفتند و ترکیه از اینها نیز حمایت کرد. پس از مدتی، «دولت اسلامی عراق و شامات» در سوریه فعال شد و آرام آرام سرزمین ها را تصرف کرد،  با وجود فشاری که «القاعده» آورد، اما ترکیه از «داعش» حمایت کرد و در حال حاضر نیز که گروه های کوچک مسلح مانند احرار الشام، صقور الشام، جبهه الاسلامیه، انصار الشریعه و... در حال شکل گیری هستند نیز از حمایت ترکیه برخوردارند.

در حوزۀ سیاسی نیز از تمامی ائتلاف های سیاسی و  احزاب سیاسی مخالف نظام سوریه در طول این چند سال حمایت کرد. بنابراین، برای ترکیه، سرنگونی نظام بشار اسد اصل است، نه داعش، جبهه النصره یا حتی دیدگاه دینی، مذهبی و یا تکفیری! و این موضوع نباید اشتباه شود. وقتی اصل این باشد، در هر تحولی که این اصل برای او محقق شود، ترکیه می تواند به راحتی جا به جا شود.

تحولات به گونه ای شکل گرفت که کردها تبدیل به «بازیگر» شدند، زیرا در منطقه از جمعیت قابل ملاحظه ای برخوردارند. در شمال سوریه دارای یک جغرافیای جمعیتی هستند که گرچه به دلیل نداشتن شناسنامه هویت رسمی نداشته و تعداد دقیقی اعلام نشده، اما جمعیت آنها از دو تا چهار میلیون تخمین زده می شود. به لحاظ جریان شناسی کردی، دو جریان در کردستان سوریه وجود دارد، یکی جریان ملا مصطفی که در کردستان ایران و اقلیم کردستان نیز وجود دارند که همان جریان «پارتی» و حزب کردستان است و دیگری که پس از دهۀ هشتاد که کردهای ترکیه و مشخصا عبدالله اوجلان در سوریه کنار حافظ اسد قرار گرفت و پ.ک.ک را شکل داد. بنابراین، دو جریان کردی (جریان کردی عراقی وابسته به بارزانی و جریان کردی ترکیه وابسته به پ.ک.ک) وجود  دارد و در حال حاضر نیز این دو جریان فعال هستند.

جریان موسوم به پ.ک.ک از سال 2003 خود را به چهار حزب تقسیم کرد: پ.ک.ک در سوریه با نام «کارگران کردستان»، حزب «راه حل» در کردستان عراق، حزب «پژاک» یا پارت آزادی کردستان در ایران و حزب «اتحاد دموکراتیک خلق ها» در ترکیه. از این رو، این جریان ها همه وابسته به پ.ک.ک هستند و تنها نام آنها در کشورهای مختلف متفاوت است. بنابراین، اتحاد دموکراتیک خلق ها با رهبری اوجلان و احزاب کوچک و ائتلافی به نام شورای میهنی کردستان سوریه به رهبری بارزانی در سوریه فعال هستند و در کردستان سوریه شاهد رقابت و گاهی منافع متضاد این دو جریان کردی هستیم. اما در حال حاضر در سوریه، حاکمیت با جریان کردی ترکیه (پ.ک.ک یا اتحاد دموکراتیک) است.

 جغرافیای جریان های کردی در سوریه

در خصوص جغرافیای کردهای سوری، آنها خودشان مدعی هستند که کل مناطق شمال سوریه جغرافیای کردی است. اما در اثر تغییرات جمعیتی توسط حافظ اسد یا رژیم بعث سوریه، ما شاهد جا به جایی جمعیت کردی هستیم، یعنی آنها به صورت پراکنده در سوریه وجود دارند و حتی گفته شده که در دمشق، 10 درصد جمعیت کرد وجود دارد و بیشتر تجار دمشق، کرد می باشند.

به لحاظ پیشینه تاریخی، در کردستان عراق و کردستان سوریه، به دلیل رفتار حاکمیت عثمانی ها در دو پایتخت شام (دارالخلافه بنی امیه) و بغداد (دارالخلافۀ عباسی) دالانی از تجار ترکان بوده و کردها نیز زیاد بودند. یا برای مثال، کردهای شیعه در بغداد و کردهای سنی نیز در دمشق زیاد دیده می شوند که تحت تأثیر حاکمیت عثمانی ها بوده است. به هر حال، یک چنین پراکندگی وجود دارد. اما ادعای کردها نقشه جغرافیایی است که در سال 2012 به عنوان منطقۀ آرمانی خود منتشر کرده و حدود آن از مرز های 1930 ترکیه، عراق و سوریه تا مثلثی در مرز عراق، ترکیه و سوریه و نزدیک مدیترانه، مناطق کردنشین معرفی شده و می گویند اگر تغییری در پراکندگی جمعیت نیز اتفاق افتاده، مصنوعی است.

روابط کردهای سوریه با سایر کردهای منطقه

جریان غالب کردی در سوریه کاملا مطیع کردهای ترکیه در قالب پ.ک.ک است و با کردهای ایران (پژاک) نیز رابطۀ خوبی دارند، اما سایر کردهای ضد انقلاب ما، از آنها به عنوان هویت کردی حمایت می کنند و شما دیدید در حادثۀ کوبانی، چه حمایت مردمی در مناطق کردی ایران از کردهای سوریه شکل گرفت. در کردستان عراق اما موضوع دو شکل دارد. در یک طرف مسعود بارزانی و حزب دموکرات کردستان است که حامل پرچم کردی خود است و نیاز به یک عقبه و حمایت سایر کردها دارد و از طرفی، می داند که هیچ فرمانده و رهبر فعال و جدی در کردستان سوریه وجود ندارد. بنابراین، مسعود بارزانی می خواهد پرچم کردی خود را آنجا بکوبد. دوم، نیاز به کارت کردی در ترکیه دارد و نیاز به تعامل با حکومت ترکیه. سوم، نیاز به مشروعیت و مقبولیت بین المللی برای معرفی خود به عنوان پرچمدار نهضت کردی دارد. بنابراین، مسعود بارزانی برای این منطقه خواب هایی دیده است. اما با پ.ک.ک مشکل و اختلاف های زیادی دارد و مشاهده کردید که در این حوادث، تنها راه ارتباطی کردها با اقلیم کردستان را بست و چه بلاهایی که سر کردها نیاورد.