بررسی تسلیح دفاعی کرانه باختری با توجه به اصول حقوق بین الملل

گروه/ معاونت*

محیط پیرامونی و بین­الملل

موضوع/ عنوان * (3 تا 10 کلمه)

بررسی تسلیح دفاعی کرانه باختری با توجه به اصول حقوق بین الملل

چکیده*(30 تا 70 کلمه)

این پروژه دارای سه سوال به شرح زیر می­باشد، پاسخ سوالات در متن ارائه شده است:

1. با توجه به ایده رهبر معظم انقلاب در ضرورت مسلح شدن مردم کرانه باختری در مقابل رژیم صهیونیستی،بستر تحقق این هدف تا چه اندازه از نظر قواعد حقوق بین‌المللی فراهم است؟

2. تسلیح کرانه باختری از نظر اقتصادی و نظامی تا چه اندازه امکان پذیر است ؟

3. آثار و پیامدهای امنیتی – دفاعی تسلیح کرانه باختری در منطقه چه خواهد بود؟

متن تحلیل* (120 تا 400 کلمه)

جواب  سوال 1: با توجه به ایده رهبر معظم انقلاب در ضرورت مسلح شدن مردم کرانه باختری در مقابل رژیم صهیونیستی، بستر تحقق این هدف تا چه اندازه از نظر قواعد حقوق بین‌المللی فراهم است؟

موضوعی که مقام معظم رهبری در خصوص ضرورت مسلح شدن کرانه باختری مطرح فرمودند، مبنی بر اینکه آنها هم بتوانند در مقابل تجاوزات رژیم صهیونیستی از خود دفاع بکنند، قبل از اینکه یک مسئله ایدئولوژیکی باشد، مبتنی بر حقوق بین الملل است. یعنی مقام معظم رهبری به خوبی واقف هستند که کنوانسیون های چهارگانه ژنو، کنوانسیون مربوط به ملل تحت اشغال یا حقوق دولت های اشغالگر یا مسؤلیت های دولت های اشغال گر در خصوص مردم یا سرزمین تحت اشغال به این دو حق اساسی مردم فلسطین تصریح می کنند.

موضوع دیگر حق تعیین سرنوشت است، یعنی اگر بخواهیم در واقع به مصداق آن بپردازیم، در خصوص این که مردم فلسطین از کدام معبر باید تردد بکنند و یا از کدام گذرگاه باید برای خروج از نوار غزه استفاده کنند و مردم کرانه باختری برای ترددهای خودشان از چه راه و معبری باید استفاده کنند، این بر عهده خود مردم فلسطین است نه اینکه مصر و رژیم صهیونیستی تصمیم بگیرند که فلان معبر برای کالا، فلان معبر برای تردد بیمار، فلان معبر برای تردد افراد عادی، فلان معبر برای نیازمندی‌های صنعتی، فلان معبر برای نیازمندی های عمرانی و... است. صهیونیست‌ها با این کار ها می خواهند به خوبی مردم فلسطین را مدیریت کنند.

بنابراین سخن مقام معظم رهبری ناظر به حق «دفاع مشروع» است در کنوانسیون مربوط به ملل تحت اشغال تصریح شده است، مردمی که کشورشان توسط یک کشور اشغالگر یا نیروهای اشغالگر مورد تجاوز و اشغال قرار می گیرد، آن ملت حق دارد از همه وسایل ممکن برای نجات از شرایط اشغال و بیرون شدن از سیطره اشغالگر و رفع هرگونه تجاوز استفاده بکنند. در این قانون تصریح می شود که دیگر کشورها و دیگر ملل هم حق دارند به این مردم تحت اشغال همه گونه کمک لازم برای رفع تجاوز و اشغالگری را انجام بدهند، یعنی مقام معظم رهبری به خوبی واقف هستند که با تکیه به این حق بین المللی ما و یا هر کشور و مردم دیگری به سادگی می توانیم به مردم فلسطین از لحاظ جانی، مالی و ابزاری کمک کنیم تا در مقام متجاوزین اشغالگران رژیم صهیونیستی ایستادگی کنند. ایده مسلح‌کردن کرانه باختری نشانگر درک عمیق رهبر انقلاب از مسئله فلسطین است. ایده رهبر معظم انقلاب مبنی بر مسلح کردن کرانه باختری نشانه‌ درک عمیق ایشان از مسئله‌ نبرد بین ملت فلسطین و رژیم اشغالگر صهیونیستی است؛ چرا که کرانه‌ی باختری «عمق راهبردی» رویارویی با این رژیم است. مسلح کردن کرانه باختری اوضاع رژیم صهیونیستی را وخیم‌تر می‌کند. پیروزی مقاومت در نوار غزه نشان داد که رژیم صهیونیستی دیگر قادر نیست از طریق گزینه نظامی اهداف خود را در منطقه پیش ببرد و مسلح کردن کرانه باختری اوضاع رژیم صهیونیستی را وخیم‌تر خواهد کرد.

با این دستورالعمل [راهبرد تسلیح کرانه باختری] رژیم اشغالگر قدس مرگ خود را بیش از هر زمان دیگری نزدیک‌تر می‌بیند چرا که تسلیح کرانه باختری به مراتب راحت‌تر از دسترسی به غزه و تسلیح آن است.

جبهه آینده جنگ مسلحانه علیه رژیم صهیونیستی از کرانه باختری شروع خواهد شد. پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در مورد ضرورت تجهیز و مسلح کردن کرانه باختری همانند غزه برای تسریع در برچیده شدن رژیم اشغالگر قدس است. بدون شک این طرح یک طرح بسیار پیشرفته و راهبردی است. پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در مورد تسلیح کرانه باختری نشان دهنده پیگیری دقیق جزئیات تحولات فلسطین از سوی ایشان و دلالت بر این دارد که ایشان مقاومت را گزینه ای راهبردی برای آزادی سرزمین مقدس فلسطین می داند.

بر اساس دیدگاه رهبر انقلاب اسلامی ایران در مورد تسلیح کرانه باختری، این منطقه یک جبهه بسیار سنگین و دردآور برای رژیم اشغالگر خواهد بود و ان شاء الله میدان آینده «جنگ مقاومت فلسطین» علیه رژیم صهیونیستی؛ از جبهه کرانه باختری شروع خواهد شد. مسلح شدن کرانه باختری به معنای شمارش معکوس نابودی رژیم صهیونیستی است، چرا که شهرک نشینان صهیونیستی که از سراسر دنیا و از کشورهای دیگر به فلسطین اشغالی سرازیر شدند وقتی که شرایط را نا امن ببینند، در این وضعیت نابودی رژیم صهیونیستی نیازمند یک جنگ مخرب نخواهد بود، بلکه خود صهیونیست هایی که با وعده امنیت و شرایط اقتصادی مناسب به این سرزمین آمدند، وقتی شرایط را معکوس و وارونه ببینند به کشورهای خود باز می گردند و به خودی خود رژیم صهیونیستی دچار «فروپاشی از درون» خواهد شد، لذا مسلح شدن مردم کرانه باختری بر اساس فرمایش مقام معظم رهبری هم از منطق حقوق بین الملل و منشورملل و هم از زاویه و منطق اخلاقی و ایدئولوژیک و هم از زاویه امنیت سازی برای مردم این منطقه در قبال یک غده سرطانی و مخرب قابل اتفاق است و موضوع مسلح کرانه باختری به عنوان یک نقطه عطف و به عنوان یک سرآغازی برای پایانی رژیم صهیونیستی می تواند تلقی شود و کارکردهای بسیار کارآمدی را در عرصه معادلات منطقه ای بر جای خواهد گذاشت. با مسلح شدن کرانه باختری، غزه از پشتیبانی بیشتری برخوردار می شود. تهران در پی مسلح کردن فلسطینیان کرانه باختری با تسلیحات راهبردی شامل موشک‌های است که «تل آویو و حیفا» را هدف قرار دهد. یک جبهه جدید باید از سمت کرانه باختری پس از مسلح شدن آن به ویژه با موشک باز شود. زیرا ما به خوبی می دانیم که فاصله کرانه باختری تا تل آویو و حیفا و دیگر مناطق بسیار کوتاه تر از فاصله شان از غزه است. بنابراین تجهیزات ساده‌ای مورد نیاز است؛ به موشک‌های دور برد نیازی نیست. موشک‌های کوتاه برد می‌تواند کل تصویر سرزمین‌های اشغالی را تغییر دهد. غزه هم می‌تواند پشیتبانی نظامی بیشتری را از ایران دریافت کند.  از نظر حقوقی در حوزه بین الملل وقتی جمهوری اسلامی ایران کرانه باختری رود اردن را مسلح میکند ، در واقع دو اصل اساسی در حقوق بین الملل را عملا و علناً به دنیا آموزش میدهد و نشان میدهد و در واقع ایران با این کار خود دهن کوبی به ابرقدرت ها مخصوصا استکبار جهانی میزند و به دنیا می آموزد که «دفاع مشروع و حق تعیین سرنوشت مقرر» در منشور ملل متحد دو اصل متروک و مطرود نیست.

تسلیح کرانه باختری هم در بعد داخل و هم در بعد خارج دارای آثار و نتایجی به شرح زیر است:

الف- در بعد داخل به همه آحاد ملت درس حمایت از مظلوم و مبارزه با ظالم میدهد که اگرچه همه آحاد ملت موافق با طرح مقام معظم رهبری هستند و از آن حمایت میکنند.

ب- در بعد خارجی و در حوزه بین الملل مسلماً دولت های غربی واکنش نشان میدهند و در صدد مبارزه با آن و عقیم  ماندن آن میکوشند چرا که همچون خاری در چشم آنان میباشد و منافع شیطانی آنان به خطر میافتد ولی در نهایت به همه دولت ها درس ایستادگی و مبارزه باظالم را میدهد و هیمنه پوشالی دولت‌های غربی را بیش از پیش میشکند.

با توجه به اینکه ج.ا.ایران و فلسطین هر دو در منطقه بسیار مهم و حساسی از نظر ژئو پلیتیکی هستند و همیشه در طول تاریخ این ناحیه مورد توجه دولت های غربی بوده است و نفوذ خاصی در کشورهای همسایه علی الخصوص کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دارند ، با انجام این طرح از سوی جمهوری اسلامی ایران  میتوان پیش بینی کرد که دولت های عربی نخست به مخالفت می‌پردازند و محکوم میکنند و در صدد مانع شدن با کمک دولت های غربی بر میآیند. در واقع در پاسخ به این سوال میتوان گفت که در راستای هدف مهم و مقدس حضرت امام    (ره) است که مقام معظم رهبری طرح تسلیح کرانه باختری را فرمودند و از نظر نظامی شمارش معکوس برای نابودی و سرنگونی رژیم جعلی صهیونیستی آغاز میشود.

جواب سوال 2 : تسلیح کرانه باختری از نظر اقتصادی و نظامی تا چه اندازه امکان پذیر است ؟

1. در صورت گشوده شدن جبهه جدید رژیم صهیونیستی در سه منطقه لبنان، غزه و ساحل غربی با جبهه مقاومت درگیر شده و تقسیم نیروها و فشار روانی ناشی از آن صهیونیست‌ها را دچار ناتوانی در اتخاذ راهبرد مناسب خواهد کرد.

2. فاصله بسیار کوتاه ساحل غربی از مراکز حساس سیاسی، اقتصادی و نظامی رژیم صهیونیستی از جمله تل‌آویو، حیفا، اشدود، فرودگاه بن گورین و مرکز هسته‌ای دیمونا این امکان را به مقاومت خواهد داد که با تجهیزات بسیار ابتدائی‌تر و موشک‌هایی با برد کمتر از 50 کیلومتر تمامی مراکز حساس رژیم صهیونیستی را هدف قرار دهد.

3. حفر تونل‌ها از کرانه باختری توسط سربازان مقاومت می‌تواند عمق مراکز اشغالی و شهرک‌های صهیونیستی را دچار ناامنی شدید کرده و در موقع جنگ تبدیل به برگ برنده جدی برای جریان  مقاومت شود.

4.غزه 360 کیلومتر مربع مساحت و یک میلیون و 800هزار نفر جمعیت دارد در حالی که کرانه باختری با جمعیت 2 میلیون و 700 هزار نفری و وسعت نزدیک به 6 هزار کیلومتر در صورت مسلح شدن و تجمیع انرژی این منطقه با غزه  و نزدیکی به مراکز حساس و عمق راهبردی رژیم صهیونیستی می‌تواند در جنگ آینده، به فرموده رهبر انقلاب سرنوشت جنگ را تعیین کند.

5. حضور تعداد زیادی شهرک‌های صهیونیست در ساحل غربی و با جمعیت زیاد و در تیر رس بودن این شهرک‌ها به عنوان هدفی سهل‌الوصول در صورت تسلیح ساحل غربی معادلات صهیونیست‌ها را بر هم می‌زند.

6. ناتوانی سامانه گنبد آهنین در جنگ اخیر غزه به خوبی ثابت شد. تسلیح کرانه باختری و انجام حملات از این منطقه به مراکزی سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی رژیم صهیونیستی به طور قطع رژیم صهیونیستی را در شرایط آسیب پذیرتری قرار خواهد داد و هیچ سامانه‌ای با توجه به کمی فاصله و نزدیکی صحنه نبرد نخواهد توانست با این حملات مقابله کند. جدای از این مسئله شلیک هم زمان موشک از نوار غزه و کرانه باختری رژیم صهیونیستی را به طور کامل مستعصل خواهد کرد.

به نظر مي رسد مي توان از  آمار و ارقام مختصر نتايج زير را استخراج نمود :

۱-  منظور از «تسليح كرانه باختري» ، رسانيدن سلاح تاثير گذار و بازدارنده به اين منطقه و سازماندهي استفاده شبكه اي از آن است.

2- هرچند فلسطيني هاي كرانه باختري به سلاح و شيوه هاي غير بازدارنده و بعضا بدوي با سربازان و شهرك نشينان رژیم صهیونیستی درگير مي شوند اما تأثير‌پذيري شدت و ضعف و حجم اين حملات از نبردهاي موشكي مقاومت غزه با رژیم صهیونیستی نشان مي دهد ، روحيه مقاومت هنوز در كرانه باختري زنده است و قابليت سرمايه گذاري دارد.

يك مسئله مهم تاثير گذار بر روند تسليح كرانه باختري فارغ از استقرار دولت خودگردان ، مختصات جغرافيايي پيچيده اين منطقه است كه به طور كامل توسط رژیم صهیونیستی محاصره شده و در داخل نيز بواسطه ايستگاه‌هاي بازرسي پرشمار كنترل مي شود. اين درحالي است كه كرانه باختري تنها با اردن هم مرز است كه دولت مركزي اين كشور نيز همانند مصر ، به شدت خاك خود را تحت كنترل دارد. آنگونه كه    مي­توان گفت انتقال سلاح يا مواد اوليه و تجهيزات ساخت سلاح به داخل كرانه باختري از مرزهاي پيراموني آن تقريبا امري غير ممكن به نظر مي رسد. همچنين ساخت سلاح در اين منطقه نظير روندي كه در غزه طي شد نيز ناممكن مي نمايد.

براين اساس به نظر مي رسد مي توان بر روي زمين اردن حساب ويژه اي باز كرد. براساس برآوردهاي موجود ۶۰درصد جمعيت اين كشور فلسطيني تبارهايي هستند كه پس از اخراج سازمان آزادي بخش از اين كشور به لبنان در شرايط «كمون» به سر برده و تقريبا جز امور روزمره به مسئله ديگري اهتمام ندارند. اين جمعيت خفته در كنار نيروهاي بالقوه سلفي در اين كشور كه به طور مستمر در حال به چالش كشيدن امنيت داخلي اين پادشاهي هستند زمينه اي براي عمل در مقابل ما قرار مي دهد.

نيروهاي اردني نيز در۳ محور درمرزهاي عراق ، سوريه و اطراف پايتخت براي دفع حمله احتمالي نيروهاي داعش آرايش گرفتند.

مفهوم استخراجي ما ازگزاره هاي خبري فوق به خوبي قابل درك است. به نظر مي رسد زمين اردن ميدان عمل ما در آينده و ظرفيت هاي موجود درآن ابزارهاي ما براي حركت به سمت تسليح كرانه باختري خواهند بود. كار بر روي جامعه فلسطيني - سلفي اردن كه فعلا در زمين سوريه مشغول نبرد هستند مسئله پيچيده و كارشناسي است كه نه در اين مقال مي گنجد و نه جاي طرح آن در مطبوعات است.

البته چنين ارجاعي درخطبه‌های نماز جمعه تهران كه توسط معظم له در ۱۴ بهمن ماه سال ۱۳۹۰ اقامه شد نيز در دسترس است:« ما در قضاياى ضديت با رژیم صهیونیستی دخالت كرديم؛ نتيجه‌اش هم پيروزى جنگ سى و سه روزه و پيروزى جنگ بيست و دو روزه بود. بعد از اين هم هر جا هر ملتى، هر گروهى با رژيم صهيونيستى مبارزه كند، مقابله كند، ما پشت سرش هستيم و كمكش مي‌كنيم و هيچ ابائى هم از گفتن اين حرف نداريم. اين حقيقت و واقعيت است.» تسلیح کرانه باختری یکی از راهکارهای موفق در مبارزه مقاومت فلسطین با رژیم صهیونیستی به شمار می‌رود. این مسئله مبتنی بر اصول زیر قابل اثبات است:

مقبولیت و مشروعیت مقاومت مسلحانه با رویکرد «دینی و اسلامی» نسبت به جریان‌های سکولار، آمادگی لازم را برای گسترش مبارزات مسلحانه علیه رژیم صهیونیستی در میان مردم فلسطین به ویژه کرانه باختری افزایش داده است.

کرانه باختری دارای ظرفیت‌های قابل ملاحظه‌ای در ابعاد مختلف از جمله خاستگاه مردمی و بسترهای راهبردی در مقابل رژیم صهیونیستی است که در صورت فراهم بودن حمایت لجستیکی می‌تواند ضربات جبران‌ناپذیری را به امنیت رژیم صهیونیستی وارد کند.

تسلیح کرانه باختری با توجه به ظرفیت‌های مذکور، جنگ مرزی را به جنگ تن به تن با صهیونیست‌ها تبدیل کرده و این امر هزینه‌های رژیم صهیونیستی را در برابر مقاومت، به نحو بارزی افزایش می‌دهد. «انتفاضه و تسلیح» دو عنصر جدا ناپذیر از یکدیگرند. وقوع انتفاضه نظامی فلسطین، روشن‌ترین نتیجه تسلیح کرانه باختری خواهد بود.

پس از ۳۸ سال که شهرک‌های رژیم صهیونیستیی موجب تنش می‌شد، رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۵ سربازان و شهروندانش را از آن منطقه خارج کرد. یک سال بعد، جنبش حماس در انتخابات غزه پیروز شد. در ژوئن ۲۰۰۷ حماس کنترل کامل نوار غزه را به دست گرفت و رقیب معتدل‌تر خود یعنی جنبش فتح را از قدرت کنار زد. رژیم صهیونیستی به سرعت محاصره خود بر غزه را تشدید کردند و حمل و نقل کالا و رفت ‌و آمد مردم به این منطقه را محدودتر کردند. یا اینکه صهیونیست ها در طی مذاکرات مربوط به آتش بس اصرار دارند که نوعی قیمومیت را بر مردم فلسطین حاکم کنند، یعنی در واقع مردم فلسطین در اختیار یک قیم بین المللی یا قیم ازکشورهای اروپایی یا عربی قرار بگیرند و اجاره نداشته باشند که از حقوق مصرح در کنوانسیون مربوطه بهره مند شوند.

کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به راهبرد تسلیح کرانه باختری گفت: با این دستورالعمل رژیم اشغالگر قدس مرگ خود را بیش از هر زمان دیگری نزدیک‌تر می‌بیند چرا که تسلیح کرانه باختری به مراتب راحت‌تر از دسترسی به غزه و تسلیح آن است. رژیم صهیونیستی تلاش دارد با این وقت‌کشی و تغییر نسل، برای نسل جدید جا بیندازد که رفع اشغال شدنی نیست و آنها باید با این مسئله کنار بیایند.

این در حالی است که با افشاگری رسانه‌ها به ویژه رسانه‌های جمهوری اسلامی نسل جدید فلسطین به خوبی متوجه شده که مذاکره راه رفع اشغال از فلسطین نیست و این مسئله در گرو مقاومت و دادن شهید است. بر همین اساس راهکار مسلح شدن کرانه باختری را منطقی‌ترین راه حل میباشد. مطرح شدن تسلیح کرانه باختری در این زمان از سوی رهبر انقلاب به دلیل اشراف کامل رهبری بر حوادث دنیاست و نشان می‌دهد امروز این مسئله هم راه حل منطقی است و هم امکان‌پذیر است و آنها حتما این اقدام را انجام خواهند داد، هر چند که ممکن است تا حدودی به طول بینجامد.

با این دستورالعمل رژیم اشغالگر قدس مرگ خود را بیش از هر زمان دیگری نزدیک‌تر می‌بیند چرا که وقتی غزه در محاصره بود و آنها فکر می‌کردند آنها با جایی ارتباط ندارند، غزه مسلح شد از این رو تسلیح کرانه باختری به مراتب راحت‌تر از دسترسی به غزه و تسلیح آن است.

با اشاره به اینکه تسلیح کرانه باختری هم از طریق مونتاژ و هم از طریق انتقال صنعت می‌تواند تحقق یابد، میباسیت خاطر نشان کرد این امر از طریق همان راه‌هایی صورت می‌گیرد که دشمن سال‌هاست می‌خواهد آن را کشف کند اما هر چه بیشتر این مسئله را دنبال کرده کمتر موفق شده است. از بعد فرهنگی و اجتماعی ، تسلیح کرانه باختری تا حد زیادی میتواند حس نوع دوستی و ظلم ستیزی را در جامعه داخل و حتی خارج بیدار کند چرا که همگان خواهند دید چطور و چگونه جمهوری اسلامی ایران با اتکا به نیروهای متخصص خود در هر زمینه توانسته جلوی رژیم صهیونیستی که حمایت های دولت های غربی را دارد ، بایستد.

با توجه به آمار چندین سال گذشته تسلیح کرانه باختری تا اندازه زیادی توانسته مقاومت ملت فلسطین را بالا برده و در واقع تا حد بسیار زیادی از نظر نظامی، اقتصادی و روانی توانسته محور مقاومت را تا حد بسیار زیادی افزایش دهد به نحوی که رژیم صهیونیستی را بر آن داشته که تعداد حملات را به این منطقه افزایش دهد و در اصلاح علوم سیاسی رژیم دیوانه شود. همین نشان از سردرگمی و از هم پاشیدگی رژیم را دارد و قدرت تاثیرگذاری تسلیح کرانه باختری. دستاوردهای نظامی، اقتصادی، بین المللی و فرهنگی فلسطین در چندین سال اخیر مقاومت برابر رژیم صهیونیستی به قدری زیاد ، مهم و حساس بوده است  که به قیاس اولویت تسلیح کرانه باختری جز سیاست های خارجی اصلی نظام قرار گرفته است که میتوان از دو شکست بسیار مفتضحانه رژیم صهیونستی را در چند سال اخیر نام برد که در حملات به فلسطین و مخصوصا کرانه باختری متحمل شد و در راه دستیابی به اهدافش ناکام ماند.

موضوع تسلیح کرانه باختری در بدو امر تا به فعلیت رسیدن ضربات مهلک و غیر قابل جبرانی را بر پیکره رژیم صهیونیستی و امپریالیسم جهانی وارد آورده است در حالی که بعضا خود رژیم غاصب بر این امر اذعان داشته است.در جنگ 33 روزه شاهد بودیم که رژیم غاصب صهیونیستی متحمل چه شکست های سنگینی شد که رسانه های غربی 24 ساعته اخبار مربوط به ان را پوشش میدادند و تا چه اندازه زیر ساخت های مهم و حیاتی رژیم توسط حزب الله لبنان مورد هدف قرار گرفت. با توجه به نقشه جغرافیایی منطقه موانع و مشکلات بر سر راه را میتوان دزدان دریایی ، ایجاد مانع کردن رژیم صهیونیستی از راه آبی نام برد اگر راه دریا را مد نظر قرار دهیم.برای حل کردن این مشکلات میبایست نخست برای دزدان دریایی محافظ قرار دادن برای کمک رسانی ها در جلو و عقب محموله و برای موانع رژیم صهیونیستی نیز میتوان بالا بردن حفاظت در اطلاعات فوق محرمانه و محرمانه و استفاده پلیتیک های استراتژیکی و نظامی نام برد.

در نهایت با بالا گرفتن شدت درگیری نظامی و سیاسی و اقتصادی پیروز نهایی ملت مظلوم فلسطین خواد بود چرا که تاریخ گواه آن بوده که هرگز ظلم پایدار نخواهد بود مستند این گفته را میتوان در تاریخ همه کشور ها جستجو کرد و به طور خاص در مسئله 69 ساله رژیم صهیونیستی و فلسطین. باید به تاریخ مراجعه کرد تا ببینیم آیا در این 69 یا 70 سال دستاورد رژیم غاصب چه بوده است؟ جز شکست های پی در پی ، بالا بردن نیروی مقاومت در بین مردم فلسطین ، بالا رفتن انزجار عمومی از رژیم صهیونیستی و در نهایت شکست راهبرد اشغال چه بوده است. رژیم صهیونیستی باید واقعیات موجود را ببیند و از فرافکنی دست بردارد.

جواب سوال 3 : چالش های تسلیح کرانه باختری

فلسطین آبستن حوادث بسیار بزرگی است، همه تحولات از آمادگی کرانه باختری برای شروع انتفاضه سوم حکایت دارد. شکست سهمگین رژیم صهیونیستی در جنگ اخیر و تحمیل آتش بس به این رژیم، گفتمان مقاومت مسلحانه را در کرانه باختری به مرتبه هژمونیک رسانده است و گردان‌های مقاومت اعلام کرده‌اند که انتفاضه سوم در کرانه باختری مسلحانه خواهد بود. فلسطین به سرعت به سمت یک جنگ سرنوشت‌ساز در حال حرکت است و سوال روز  این است که مسلح کردن مردم کرانه باختری در این شرایط  چه پیامدهایی بر امنیت لرزان  رژیم صهیونیستی خواهد داشت؟

فلسطین دوران بسیار پر تنشی را سپری می‌کند و به خصوص پس از تحمیل آتش‌بس به رژیم صهیونیستی پس از جنگ غزه تنش‌ها در کرانه باختری و قدس شرقی به شدت بالا رفته است. دولت نتانیاهو تحت فشار شدید احزاب مخالف به دلیل شکست از مقاومت در غزه به دنبال انتقال بحران به کرانه باختری است. اقدامی که تاکنون کاملا نتایج معکوس به بار آورده است. 

افزایش شهرک‌سازی‌ها در سرزمین‌های اشغالی، هتک حرمت چندین باره مسجدالاقصی از سوی صهیونیست‌های افراطی با چراغ سبز رژیم صهیونیستی، افزایش درگیری‌ها بین فلسطینیان و صهیونیست‌ها در اراضی اشغالی، تفتیش خانه به خانه فلسطینیان در کرانه باختری، یورش روزانه صهیونیست‌ها به مسجدالاقصی و ممانعت از ورود نمازگزاران به قدس، همه و همه حکایت از واکنش‌های «هیستریک» تل‌آویو به شکست اخیر دارد. مقامات سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی هنوز نتوانسته‌اند خود را از کابوس شکست اخیر رها کنند.

 انجام سه عملیات استشهادی در فاصله کمتر از یک ماه در قدس اشغالی نیز برخی از تحلیل‌گران را بر آن داشته است که تحولات شتابان اخیر را انتفاضه سوم نام‌گذاری کنند. اظهارات و اقدامات مقامات سیاسی و امنیتی رژیم صهیونیستی  نیز  از ترس رژیم صهیونیستی از شروع انتفاضه سوم حکایت دارد. اراضی اشغالی همواره صحنه درگیری بین مردم فلسطین و نظامیان صهیونیست بوده ولی تحولات جاری و شدت درگیری‌ها نشان از ورود تحولات به مرحله جدیدی دارد آنچه که حساست فوق‌العاده‌ای را به اعتراضات اخیر داده، این است که براساس تحلیل کارشناسان و اظهارات مقامات ارشد جریان‌های مقاومت در صورت شروع انتفاضه جدید در کرانه باختری این‌بار دیگر انتفاضه با سنگ نخواهد بود و جریان مقاومت با روحیه‌ای که از جنگ اخیر غزه گرفته است کرانه باختری را نیز صحنه جنگ مسلحانه علیه اشغالگران صهیونیست خواهد کرد. گروه‌های مقاومت اعلام کرده‌اند که در صورت ادامه اهانت صهیونیست‌ها به مسجدالاقصی این بار دیگر مثل دفعات قبل نیست و  تمامی گزینه‌ها در خصوص مسجدالاقصی روی میز است و مقاومت در راس همه آن گزینه‌ها قرار دارد و هر وجب از خاک فلسطین به صحنه درگیری با دشمن تبدیل خواهد شد. گردان‌های مقاومت در غزه نیز همزمان با تشکیل ارتش مردمی اعلام کرده‌اند برای انجام عملیات استشهادی برای دفاع از مسجدالاقصی آماده هستند. رژیم صهیونیستی اقدامات متعددی را برای جلوگیری از شروع انتفاضه جدید در کرانه باختری به اجرا گزارده است که به اختصار می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.

1-  نشان دادن مشت آهنین و استقرار انبوهی از نیروهای امنیتی در بیت المقدس و تبدیل قدس شرقی به پادگان نظامی؛

2- ایجاد ایست بازرسی‌های متعدد و استقرار موانع برای جلوگیری از تجمع فلسطینیان؛

3- کابینه رژیم صهیونیستی همچنین طرحی را تصویب کرده که براساس آن معترضان فلسطینی که اقدام به پرتاب سنگ کنند، ممکن است با محکومیت حبس 20 ساله مواجه شوند این مجازات شامل جریمه مالی، تخریب منزل، زندان و تبعید به غزه نیز می‌شود. نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به همراه رئیس سازمان اطلاعات این رژیم در حال بررسی طرحی برای تبعید ساکنان قدس به نوار غزه هستند تا بافت جمعیتی قدس را تغییر دهند. بنیامین نتانیاهو اعلام کرده است قوانین سخت‌تری را اجرا خواهد کرد تا آرامش و امنیت را به هر گوشه از بیت‌المقدس بازگرداند. به موازات افزایش تنش‌ها و درگیری‌ها و تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه ملت فلسطین و مقدسات اسلامی تشکیلات خودگردان فلسطین نیز طرح محمود عباس را برای شناسایی دولت فلسطین از سوی سایر کشورها پیش می‌برد برخی از کشورها نیز در جهان اعلام کرده‌اند که دولت مستقل فلسطینی را به رسمیت خواهند شناخت.

براساس این طرح قرار است دولت فلسطینی به عنوان عضو کامل در سازمان ملل به رسمیت شناخته شود که این امر مستلزم تأیید شورای امنیت سازمان ملل است. اعلام این طرح در ابتدا با جنجال رسانه‌ای گسترده‌ای همراه بود اما آیا این طرح عملی است؟ آیا تشکیل دولت مستقل فلسطینی در کنار رژیم اسرائیل منافع ملت فلسطین و جریان مقاومت را تامین می‌کند؟

مجموعه دلایل و شواهدی که نشان می‌دهد طرح محمود عباس و تشکیل دولت مستقل فلسطینی در مرزهای سال 1967 به شکست منجر خواهد شد و منافع ملت فلسطین را در این برهه حساس که فلسطین آماده خیزش مسلحانه است تامین نمی‌کند شامل موارد زیر است؟

تشکیل دولت فلسطینی در مرزهای سال 1967 به منزله چشم پوشی رژیم صهیونیستی از  ساحل غربی و از جمله بخش شرقی بیت المقدس و صدها شهرک یهودی نشین با جمعیتی حداقل 500 هزار نفری است. ماهیت توسعه طلب رژیم صهیونیستی هرگز نمی‌پذیرد که چنین امتیازی را به تشکیلات خودگردان بدهد. رژیم صهیونیستی نگران  است که خروج از کرانه باختری مثل غزه این منطقه را در اختیار جریان مقاومت قرار دهد، لذا از پیش شرط‌های اصلی این رژیم برای تشکیل دولت مستقل فلسطینی این است که حماس و جهاد اسلامی خلع سلاح شده و  به طور کامل در اختیار تشکیلات خودگردان قرار گیرد. تشکیل دولت مستقل فلسطینی قبل از شناسایی توسط دولت‌ها باید مورد تائید شورای امنیت و 5 عضو دائمی این شورا قرار گیرد، واشنگتن صراحتا اعلام کرده است با این طرح در شورای امنیت موافقت نخواهد کرد. به دلیل هم پیمانی راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی واشنگتن نیز دغدغه‌های امنیتی مشترکی با تل‌آویو مثل خلع سلاح مقاومت در نوار غزه را دارد.

صرف شناسایی تشکیلات خودگردان به عنوان دولت مستقل فلسطینی این بحران 66 ساله را حل نخواهد کرد چرا که بیش از80درصد فلسطین در اختیار رژیم صهیونیستی باقی خواهد ماند، مسئله 5 میلیون آواره و شهرک‌سازی‌های رژیم صهیونیستی نیز حل نخواهد شد.

رژیم صهیونیستی تشکیل دولت فلسطینی را  در اتاق مذاکرات سازش جست و جو می‌کند از این رو، از منظر تل‌آویو به رسمیت شناختن دولت مستقل فلسطینی باید ماحصل نتیجه‌گیری موفقیت‌آمیز از مذاکرات مستقیم سازش میان اسرائیل و تشکیلات خودگردان فلسطین باشد. اگر قرار بود منافع ملت فلسطین از درون مذاکرات سازش تامین شود تاکنون بعد از صدها دور مذاکره در این 66 سال باید این مذاکرات به نتیجه می‌رسید. خروجی مذاکرات سازش هرچه باشد قطعا به نفع ملت فلسطین نخواهد بود. تحولات اخیر در دو جبهه میدانی شامل افزایش تنش‌ها از یک سو و تلاش‌های دیپلماتیک تشکیلات خودگردان در جبهه سیاسی این سؤال را در اذهان متبادر می‌کند که سرزمین فلسطین و کرانه باختری آمادگی پذیرش کدام راه حل را دارد؟ سئوال دیگری که با توجه به تحولات اخیر می‌توان آن را مطرح کرد این است که در صورت شروع انتفاضه جدید آمادگی برای تسلیح کرانه باختری که رهبر معظم انقلاب طی سخنرانی‌های اخیر خود بر آن تاکید کرده‌اند وجود دارد.

چنان که گفته شد رژیم صهیونیستی تنها راه تشکیل دولت مستقل فلسطینی را از مسیر مذاکرات به اصطلاح سازش جست‌وجو می‌کند و به هیچ وجه نیز حاضر نیست تا خلع سلاح حماس و جهاد اسلامی امتیازی به طرف فلسطینی بدهد. در واقع رژیم صهیونیستی تنها راه حل را مذاکره می‌داند و در مذاکره نیز حاضر نیست سازش کند و امتیازی هر چند ناچیز بدهد. از سوی دیگر پذیرش طرح محمود عباس به منزله صحه گذاشتن و مشروعیت بخشیدن به دولت صهیونیستی در سرزمین فلسطین و خط بطلانی بر آرمان فلسطین محسوب می‌شود.

سوتیتر *

فلسطین و رژیم صهیونیستی.

واژگان کلیدی*(3 تا 6 واژه)

کرانه باختری ، تسلیح کرانه باختری ، تسلیح در حقوق بین الملل ، دفاع مشروع

تصویر

 

اخبار هفته مرتبط

پروژه کسر خدمت: نام مجري: اشکان نقدی