ارزیابی فرصت ها و تهدیدهای راهبردی ج.ا.ایران از جانب چین در سال 95

گروه/ معاونت*

محیط پیرامونی و بین­الملل

موضوع/ عنوان *

ارزیابی فرصت ها و تهدیدهای راهبردی ج.ا.ایران از جانب چین در سال 95

چکیده*

بنیادی ترین مفهومی که روابط دو کشور ایران و چین را شکل داده، موضوع تحریم ها می باشد که در حال فرو پاشی است. بنابراین، سال 95 باید روابط دو کشور از این مفهوم کهنه به یک مفهوم جدید گذرکند.  از این رو، مهم ترین چالش ما در رابطه با چین شکل دادن به رابطه جدید است. در مثلث چین، ایران و آمریکا چه تغییراتی در حال شکل گیری است؟ قبل و بعد از انقلاب، آمریکا عامل کلیدی در روابط ایران و چین بوده است. آمریکا در یک دوره نقش مشفق و در دوره دیگر نقش مخرب در روابط ایران و چین داشته و در دهۀ اخیر، این نقش مخرب تر نیز شده است.

متن تحلیل*

روابط ج.ا.ایران با چین

در دیدگاه مقامات و تحلیل گران چینی، ایران همواره به عنوان «ابزار چانه زنی مؤثری در مقابل آمریکا» بوده لذا چین  همچنان مایل است شرایط بعد از توافق نهایی نیز به گونه­ای پیش برود که پکن از این کارت استفاده کند.

چین از بحران در لیبی و سودان درس گرفته است و رویکرد خود را از «سیاست عدم مداخله به سیاست عملگرایی فعال» تغییر داده است. لذا آنچه مسلم است، «عمل گرایی فعالانه» به بارزترین راهبرد دیپلماتیک چین با ایران تبدیل خواهد شد. با وجود محدودیت­های موجود در روابط دو کشور، ضروری است به چین به عنوان یک «همکار راهبردی» در سازوکارها و ترتیبات بلند دامنه­تر، نگریسته شود؛ اما چین «متحد راهبردی» ایران نیست.

اگر واقع بینانه به روند مناسبات تهران – پکن نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد که چین همواره در تنظیم مناسبات با تهران، «اصل مزیت گرایی، متعادل سازی و عمل گرایی» را دنبال کرده است. این اصل در چارچوب سیاسی خارجی عملگرایانه چین تعریف پذیر است. در این زمینه و با توجه به مناسبات پکن – واشنگتن، چین حاضر به تحمل و پرداخت هزینه همکاری­های راهبردی و مراودات حساسیت بر انگیز با تهران نیست.

الف- فرصت­ها

1- آمریکا بعد از یک دوره طولانی روابط مبتنی بر همکاری و رقابت با چین، اکنون رقابت را به همکاری با چین (به ویژه در حوزه ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک) ترجیح داده و وقتی این رابطه به سمت رقابت پیش برود، فضای بازیگری برای ایران بیشتر خواهد شد، زیرا چین احساس نیاز بیشتری به ایران خواهد داشت و این اولین فرصت ما خواهد بود.

2- در سفر رئیس جمهور چین به آمریکا، برای اولین بار هیچ بیانیه مشترکی منتشر نشد و دو  کشور به شکل جداگانه «فکت شیت» منتشر کردند که فصل مشترک آن تلاش برای رفع اختلاف ها و مدیریت آن بود، برای اولین بار موضوع ایران در مذاکرات دو کشور گنجانده نشده بود. این در حالی است که در یک دهه گذشته، چینی ها همیشه کارت ایران را روی میز داشتند، اما این بار نتوانستند از این موضوع استفاده نمایند و صرف اینکه ما کارت بازی چینی ها نباشیم.

3- قبلا چین به افغانستان اهمیت نمی داد، اما در حال حاضر به شکل جدی بر روی افغانستان متمرکز شده است. در سفر اخیر «شین جین پینگ» به آمریکا توافق شد همکاری سه جانبه (آمریکا، چین و افغانستان) برای ثبات سازی در این کشور شکل گیرد، از این رو، افغانستان به عنوان کشور حایل بین ما و چین می تواند «محور همکاری» باشد، زیرا ایران و چین رویکرد نسبتا مشترکی در خصوص افغانستان دارند.

4- مشکل جمهوری اسلامی این است که در بیشتر عرصه های حضور، فقط هزینه می­پردازد و منابع قدرت خود را خرج می کنیم. اما چین می تواند به ما کمک کند که منابع قدرت خود را  برای جاده ابریشم بازتولید کنیم.

5- نتیجه قهری ظهور چین در عرصه بین المللی، فاصله گرفتن تدریجی این کشور از رفتارهای محافظ کارانه و یافتن نقشی قابل اتکا در منطقه و جهان است که این پنجره نو، می­تواند فرصتی برای ج.ا.ایران باشد. در صورتی که ایران بتواند با در نظر داشتن «اصل موازنه و تعدد منابع»، چین را در روابط سازمان یافته و رقابت آمیز درگیر کند در جایگاه شایسته­تری از «موازنه قدرت» قرار خواهد گرفت.

تهدیدهای متصور از سوی چین:

1- تهدید بالفعل، قرار داشتن تمام زیر ساخت های ما (به ویژه در حوزه فنآوری اطلاعات) در اختیار چینی ها است، زیرا در دوره فشار شدید غرب، ما چاره ای جز استفاده از شرکت های چینی نداشتیم. به همین دلیل شرکت «هواوی» به کل زیر ساخت تجهیزات مخابراتی ما دسترسی دارد و هر چه حضور   چینی ها در این بخش کمتر شود، به نفع ماست، زیرا آنها به لحاظ سایبری بسیار قوی هستند، تا حدی که در دیدار اخیر آقای «شین جین پینگ» از آمریکا، محورهای اصلی مذاکره، حملات سایبری و دریای چین جنوبی بود و توافق کرده اند که به زیر ساخت های حیاتی سایبری یکدیگر حمله نکنند، اما در خصوص جاسوسی سایبری، توافقی حاصل نشد. ما باید بتوانیم انحصار چینی ها را با متنوع سازی از بین ببریم.

2- نیروی دریایی چین از یک قدرت منطقه ای به یک نیروی راهبردی در سطح جهان تبدیل شده است. و در نزدیکی خلیج فارس حضور دارد.

3- گرچه تهدیدهای ترویستی که چینی ها از به آن به عنوان «پان ترکیسم» و «پان اسلامیست سنی» یاد میکنند برای ما نیز وجود دارد، ولی چینی ها هنوز با ما در این موضوع  مشکل دارند و نمی دانند ما در مقابله با تروریسم چقدر جدی هستیم.

  1. چالش بین ترکیه و روسیه فرصت و تهدیدی برای ما خواهد بود. در حال حاضر روسیه می تواند بخشی از زیاده خواهی ها اردوغان در منطقه را کنترل نماید، اما باید مواظب بود که این موضوع به تهدید تبدیل نشود.

عضویت ج.ا.ایران در سازمان شانگهای

روابط چین و آمریکا به دلیل ادامه سیاست محاصره چین توسط آمریکا، روابط عمیقی نیست که این موضوع نیز می‏تواند پذیرش عضویت دائم ایران توسط چین در سازمان شانگهای را تسهیل کند. عضویت دائم در سازمان همکاری شانگهای برای جمهوری اسلامی ایران در بعد سیاسی و امنیتی سودمند خواهد بود.

به لحاظ سیاسی، عضویت دائم ج.ا.ایران در سازمان همکاری شانگهای که دو عضو شورای امنیت (روسیه و چین) و چهار قدرت هسته‏ای جهان (روسیه، چین، هند و پاکستان) در آن حضور دارند، به منزله تکمیل شکست پروژه انزوای جمهوری اسلامی ایران توسط آمریکا خواهد بود. دیگر پیامد سیاسی عضویت دائم جمهوری اسلامی ایران در این سازمان، شکست سیاست «ایران‏هراسی» غرب است.

به لحاظ امنیتی، عضویت دائم ج.ا.ایران در سازمان همکاری شانگهای می‏تواند مشارکت در رزمایش های نظامی سازمان که در سال‏های آینده با مشارکت چهار قدرت نظامی و هسته‏ای جهان برگزار شود را به دنبال داشته باشد.

ج.ا.ایران می‏تواند از طریق سازمان همکاری شانگهای همکاری امنیتی و نظامی خود با پاکستان برای مبارزه با تروریسم در مرزهای شرقی را افزایش داده و از تهدیدهای تروریستی علیه امنیت ملی بکاهد.

سوتیتر *

روابط و همکاری ج.ا.ایران با چین.

واژگان کلیدی*(3 تا 6 واژه)

ج.ا.ایران، چین، فرصت، تهدید

تصویر

 

اخبار هفته مرتبط

کرسی مطالعاتی قدرت های آسیایی در تاریخ 4/9/1394