آینده پژوهی تکفیری ها

چکیده:آینده از تعامل روندها، رویدادها و تصویرها بوجود می­آید. در نقشۀ 20 سال آینده داعش، ولایت هایی به نام «ولایت خراسان»، «ولایت مغرب» و «ولایت عراق» را مشاهده می کنیم.

آیندۀ این گروه های تکفیری چه خواهد بود؟ و چگونه می تواند باشد؟ برای یافتن پاسخ های مناسب و نزدیک به واقعیت باید نظر و دیدگاه های خبرگان را به دست آوریم، طرح های محتمل بنویسیم، روند ها را گردآوری کنیم و پویایی آنها را بسنجیم که به شکل طبیعی، یک پروژۀ بزرگ است.

اهداف آینده داعش

داعش یک برنامۀ میان مدت 5 ساله و یک برنامۀ بلند مدت 20 ساله دارد. در برنامۀ 5 ساله، کشورهای منطقه را هدف قرار داده و یکسری اهداف خاص را به عنوان «اهداف اعلامی» مشخص کرده که بتواند استقرارش در عراق و سوریه را مستحکم و آرام آرام به سمت مصر و صحرای سینا گسترش پیدا کند. اما در نقشۀ 20 ساله،  داعش ولایت هایی به نام «ولایت خراسان»، «ولایت مغرب» و «ولایت عراق» را مشاهده می کنیم.

«آینده پژوهی» از تعامل عناصر زیر به وجود می آید:

1- روند ها، که خطی و پیش بینی پذیرند.

2- رویدادها، یعنی اتفاقاتی که پویایی روندها را به هم می ریزند و نوعی پویایی غیر خطی ایجاد می کنند.

3- تصویرها، مانند چشم انداز ها و برنامه ها که برای مثال می توان به چشم انداز آمریکا در 2020، روسیه 2031 و ایران 1404 اشاره داشت.

این نقشه، یعنی همان تصویری که داعش ها در ذهن خود دارند و برای تحقق آن تلاش می کنند و می خواهند چنین وضعیتی ایجاد شود. یکی از تصویرها، شکل گیری دولت یا «ولایت عراق»، شامل سوریه، لبنان، فلسطین، اردن و صحرای سینا است.  تصویر دیگر، شکل گیری «ولایت حجاز» شامل حجاز (عربستان)، بحرین، قطر، امارات و عمان است. دیگری، «ولایت خراسان» شامل ایران، افغانستان و ازبکستان و در کنار آن، یمن، مراکش، ترکیه تا اسپانیا (آندولس)، یعنی تا آنجا را هدف قرار داده اند. البته این خوب است! یعنی اینکه اروپایی ها و همچنین آمریکایی ها باید از این موضوع بترسند. همان گونه که قبلا گفته شد، آمریکا طرحی برای متمرکز نشدن داعش و گسترش جغرافیایی آن دارد تا بتواند راحت تر آن را مدیریت کند و می شود از همین ویژگی علیه خودش استفاده کرد! البته گفتن این مطلب ساده است، اما با برنامه هایی می تواند آنها را به سمت خودشان گسترش داد! و یک جاهایی به جان خودشان بیفتند! همان گونه که غرب یک جاهایی اینها را منهدم و در یک جاهایی حمایت می کند، ما نیز می توانیم غرب را بر پایۀ این نقشه، از گسترش داعش هراسان کنیم.

آینده داعش

«داعش» و «النصره» نسل دوم «القاعده» هستند و داعش نیز در حال «پوست انداختن» است، زیرا این بار فقط «دولت اسلامی عراق و شام» نیست و بحث «خلافت» و احیای «دوران عثمان» است و به درستی و به خوبی توانسته اند تضعیف محور مقاومت در سوریه و عراق را شناسایی و آغاز کنند. تلاش آمریکا برای سازمان دهی 150 هزار تکفیری و سقوط بشار اسد، یکی از اهداف ضمنی بود که وقتی نتوانستند به این هدف برسند، به عراق برگشتند، زیرا عراق دارای اهمیت راهبردی است و نباید محور مقاومت را فقط سوریه، لبنان و ایران ببینیم و عراق نیز نقش مهم و ممتازی برای جمهوری اسلامی ایران دارد. درچنین شرایطی، آنها نیازمند عقبه هایی بودند تا نیازهای پشتیبانی کننده (از جمله فروش نفت و پرداخت دستمزدها و ...) را تأمین کنند که تا اندازه ای ترکیه این نیاز آنها را تأمین می کند، یعنی ترکیه نیز در بعضی از جبهه ها به آنها حمله می کند و در جاهایی از آنها پشتیبانی می کند! جالب اینکه، داعش نخست وزیر و رئیس جمهور ترکیه را تهدید به قبل می کند و «مهدورالدم» می داند، اما در عین حال از ترکیه برای تأمین نیازهای خود بهره مند می شود. این موضوع، یکی از آن «شاهرگ» های حیاتی داعش است، یعنی اگر تسلیحات و پول نفت به داعش نرسد، به راحتی زمین گیر می شود. اندیشه ورزان غربی بارها گفته اند که ما در اینجا «نظم در بی نظمی» می خواهیم، یعنی همان نظام «آشوبناک» که بی نظم باشند، اما «نظم» آن در دست ما باشد. به عبارتی، می گویند: ما آتش را دوست داریم، اما این آتش در اجاق خانه ما باشد، نه بر روی اسباب و اثاثیه خانه! ولی آمریکایی ها نیز خوب می دانند که اینها تا اندازه زیادی هیجانی و کنترل ناپذیر هستند و آمریکا از این بابت نگرانی عمده دارد. گسترش زیاد گروه های تکفیری برای تضعیف با گشودن جبهه های تازه آغاز شد و به همین علت تلاش شد آنها را به سمت لیبی سوق پیدا کنند، آنهم برای درگیر کردن مصر.

اسناد موجود حکایت از این دارد که که عراق و سوریه بر اساس برنامه های آمریکا و غرب باید تجزیه و هر کدام از آنها نیز به سه یا چهار منطقه تقسیم شوند، یعنی کشورهای کوچک تر، ضعیف تر و کانون مناقشه. بر همین مبنا، گسترش تکفیری ها به سمت لیبی و تقویت آنها در لبنان (برای درگیر کردن سوریه و حزب الله) در دستور کار است. بار دیگر این پرسش مطرح می شود که آیا آینده ای برای داعش یا اصولا گروه های تکفیری – الحادی (در قالب ها و عنوان های مختلف) قابل تصور است؟

به نظر می رسد، این تفکر و این شیوۀ عملگرایانه، شبیه به ویروس «تبخال» عمل می کند که به سلول های عصبی وصل است و فقط منتظر «فضا» است، یعنی به صورت ژنتیک این ویروس تا لحظۀ مرگ با شما است. این تفکر تا زمانی که برای غرب و رژیم صهیونیستی منافعی در منطقه داشته باشند، حضور خواهد داشت. اما به نظر می رسد سیاست های آمریکا از زمان سخنرانی آقای اوباما در استرالیا که گفت «سرنوشت آمریکا  در شرق رقم می خورد» تا اندازه ای تغییر کرده باشد و شاید اولویت راهبردی آمریکا شرق دور باشد.

تجهیزات پیشرفته حفاری آمریکا که دالان های افقی– عمودی در عمق هایی از زمین برای استحصال می زند و نفت بسیار با کیفیتی (که ما و هیچ کشور دیگری به آن دسترسی ندارد) را استخراج می کند، اقتصاد انرژی را دستخوش تحول کرده و به نظر می رسد در آینده دیگر چیزی به نام «بسته شدن تنگۀ هرمز» برایش اهمیتی نداشته باشد! بر این مبنا، شاید اهمیت راهبردی کشورهای حاشیۀ جنوبی خلیج فارس و ایران، آرام آرام نزد آمریکا کم رنگ شود. بنا بر این، تکفیری ها در لبنان برای درگیر ساختن سوریه و حزب الله بودند و گسترش تکفیری ها در فلسطین برای ایجاد جنگ های داخلی و تکرار نشدن مواردی مانند جنگ غزه، جنگ های 22 روزه،  33 روزه و ...  و همین گونه طرحی را که قبلا در زمان بوش پدر و پسر بارها تکرار شده بود (طرح خاورمیانه بزرگ یا جدید) را بتوانند دوباره با فضای ایجاد شده مطرح کنند، یعنی طرح جدید برای خاور میانه که ترکیبی از کشورهای کوچک تر و دارای زمینه های «تبخالی» برای آینده. اینها از مواردی است که می توان برای آینده پیش بینی کرد. البته نباید از نقش بازیگران دیگر مانند روسیه در اینجا غافل شد و نوعی درگیری و تشنج وجود خواهد داشت. به نظر می رسد، حداقل در آینده کوتاه مدت، همچنان شاهد حضور داعش و این تفکر در منطقه خواهیم بود، اما یکی از مباحثی که در آینده پژوهی وجود دارد (بجز آینده پژوهی اکتشافی)، «آینده پژوهی هنجاری» است. آینده پژوهان جملۀ زیبایی دارند: «بهترین روش پیش بینی آینده, ساختن آن است». یعنی به شکل هنجاری می توان آینده را ساخت. برای این موفقیت باید عناصر، اجزا، نظام ها و پیشران های آینده ساز را در قالب طرح های هنجاری کنار هم قرار دهیم و اینها راهکارهایی است که می تواند داعش و تفکر آن را زمین گیر کند.

تلاش برای قطع کردن منابع مالی، تسلیحاتی و رسانه ای داعش باید تحقق پیدا کند که نرکیه یکی از کشورهای مهم نقش آفرین در این رابطه است و باید از راه دیپلماسی فعال جهانی با این کشور در جهت قطع این منابع تلاش کرد. رسانه های این تفکر به شدت فعالیت می کنند و نتایج خوبی هم به دست آورده اند. از کارشناسان خوب رسانه در دنیای غرب برای این تفکر استفاده می کنند و 46 هزار پایگاه اینترنتی فقط از طریق پایگاه های آمریکا دارند. پرهیز از «تکفیر در برابر تکفیر» که حتی باعث گسترش و رشد آنها خواهد شد و قطع جریان دریافت سلاح های پیشرفته و منابع مالی، بسیار مهم است.