آثار ظهور داعش بر راهبرد ناتو در آسیای غربی و تأثیر آن بر محیط امنیتی ایران

چکیده:

منطقه ژئوپولیتیک آسیای غربی در دهه ­های گذشته مرکز ثقل سیاست بین المللی بوده و تحولات این منطقه بارها موازنه قدرت را به نفع یا به ضرر قدرت های بزرگ برهم زده است. با شروع فعالیت های تروریستی داعش آمریکا با درگیرکردن ناتو در منطقه کوشیده تا از ظرفیت های بوجود آمده در جهت پیشبرد اهداف خود استفاده کند. این موضوع نشانه روشنی از حضور معنادار این سازمان در ترتیبات سیاسی امنیتی آسیای غربی است؛ که بخش قابل توجهی از هزینه مادی و معنوی این حضور، اکنون از سوی کشورهای منطقه تأمین می شود. پيشروي هاي گسترده داعش در عراق و سوريه در کنار رفتار غيرانساني اين گروه با مردم غيرنظامي و نيروهاي خارجي نشان مي دهد که با گذشت چندین ماه از تشکيل ائتلاف بين المللي بر ضد داعش، اين ائتلاف نتوانسته بر جريان رو به گسترش داعش غلبه کند. از سوی دیگر ادامه حضور ناتو در غرب آسیا تأثیرات اجتناب ناپذیری بر قدرت بازدارنده و محیط امنيتي ج.ا.ایران خواهد داشت. به گونه ای که تقویت نقش این سازمان در فرایند امنیت سازی منطقه در کانون توجه دستگاه سیاست خارجی و نظامی کشور قرار گرفته است.

ناتو محل پيوند نظامي آمريكا و اروپا در دوران قبل از فروپاشي شوروي بود و اين پيوند در دوران بعد از جنگ سرد به ویژه درنظم موجود بین المللی همچنان ادامه دارد. مسئله اصلي در اين نوشتار اين است كه ناتو در مواجهه با تحولات جديد منطقه و قدرت گیری داعش چه رویکردهایی را مد نظر دارد. با توجه به چالش هاي پيش روي ائتلاف بين المللي ضدداعش به نظر مي رسد آمریکا و ناتو برخلاف مواضع اعلامی خود که می‌کوشد استقبال از ائتلاف را بسیار گسترده جلوه دهد، در عمل موانع و چالش‌های جدی بر سر تشکیل این ائتلاف وجود دارد و این نشان می دهد که ائتلاف به جای کمک به ثبات و امنیت در منطقه تشدید بی‌ثباتی و ناامنی را به همراه خواهد داشت. واقعيت این است که داعش به صورت جدی به عنوان تهدید از سوي جامعه بین الملل در نظر گرفته نمي شود و نهادهای بین المللی و قدرتهای بزرگ از منظر منافع خود به داعش نگاه می کنند و نه از دريچه منافع جمعی. از اينرو به رغم راهبردها و ماموريت هاي ناتو در مهار بحران هاي بين المللي و منطقه اي به نظر مي رسد که ناتو در همراهي با آمريکا تاکنون نتوانسته است نقش مثبت و موثري در مقابله با تهديدات تروريستي غرب آسيا و در تقابل با گروه تروريستي داعش ايفا کند.

تلاش ایران برای ایفای نقش ائتلاف ساز میان گروه های مختلف شیعه، سنی و کرد و ترسیم یک موقعیت برد- برد در ساختار سیاسی و تقسیم قدرت در دولت مرکزی حائز اهمیت است. به عبارت دیگر، برقراری تعادل بین پذیرش واقعیتهای سیاسی- امنیتی موجود در عراق با قبول جابجایی مالکی و تأکید بر تمامیت ارضی این کشور کار بسیار سختی است که ج.ا.ایران توانسته آن را انجام دهد. چون راضی کردن تمامی این گروه ها با تقاضاهای تاریخی و سیاسی مختلف و مستقل نیازمند نوع خاصی از نقش و نفود تاریخی، فرهنگی و سیاسی است. از این لحاظ ایران نشان داد که یک بازیگر “ائتلاف ساز” است. ظهور گروه تروریستی داعش موجب تقویت نقش و جایگاه ایران در حمایت از دولت عراق شده است و حتی قبل از دستیابی به هرگونه توافقی میان ایران و آمریکا، احتمال همکاری‌های میان این دو کشور برای ایجاد و برقراری ثبات در عراق را افزایش داده است. تشدید خشونت‌های میان مسلمانان و گروه‌های سنی- شیعه بر لزوم و اهمیت عدم جانبداری آمریکا از هر یک از طرفین درگیر در این درگیری‌های فرقه‌ای تأکید دارد. علاوه بر این، با خروج آمریکا از افغانستان، این کشور به همکاران منطقه‌ای همچون ایران نیاز مبرمی دارد تا از این طریق بتواند این کشورها را در برابر هرگونه خشونت احتمالی در آینده تقویت سازد. به عبارت دیگر، هرج و مرج در خاورميانه و ظهور گروه تکفيري داعش موجب شده تا استراتژيست هاي امريکايي در همسويي با ناتو تلاش جدي تري در جلب همکاري کشورهاي منطقه همچون ايران براي پيوستن به ائتلاف بين المللي بر ضد داعش بکار بندند. هرچند که از نظر ايران، راهبرد ائتلاف بين  المللي در مقابله با داعش داراي ابهام است و در جدیت آن برای مبارزه ریشه‌ای و صادقانه با تروریسم تردید اساسی وجود دارد.