گزارش خبری از همایش تخصصی دوم"اولین همایش سراسری مدیریت جهادی و امنیت ملی"

توجه: 
درج نقطه نظرات رسانه های خارجی و داخلی بیانگر نظرات یا رویکردهای مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی نمی باشد

گزارش خبری از همایش تخصصی دوم"اولین همایش سراسری مدیریت جهادی و امنیت ملی"

گزارش خبری از  همایش تخصصی دوم"اولین همایش سراسری مدیریت جهادی و امنیت ملی" با عنوان "بررسی نقش و جایگاه مدیریت جهادی در ارتقای امنیت ملی"

در راستای برگزاری اولین همایش سراسری مدیریت جهادی و امنیت ملی در بهمن ماه سال جاری در محل دانشگاه عالی دفاع ملی، پیرو نشست تخصصی قبلی، در مورخه 4/9/95 در محل سالن  الغدیر ساختمان مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی، دومین همایش تخصصی مرتبط با همایش اصلی با عنوان "بررسی نقش و جایگاه مدیریت جهادی در ارتقای امنیت ملی و تحقق اقتصاد مقاومتی" با حضور جمعی از فرماندهان، مدیران، صاحب نظران و کارشناسان این حوزه و مدعوین محترم از سازمان های مختلف لشکری و کشوری برگزار گردید.

نشست مزبور در ساعت  0800 صبح با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط قاری محترم امیر سرتیپ دوم رضایی آغاز گردید و سپس در شروع مراسم با ادای خیرمقدم  وعلام برنامه از سوی دکتر سید ضیاء الدین قاضی زاده رئیس گروه مدیریت راهبردی و منابع انسانی مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی و دبیر همایش ادامه یافت.

اولین سخنران این نشست دبیر علمی اولین همایش سراسری مدیریت جهادی و امنیت ملی "سرلشکر پاسدار دکتر محسن رضایی" دبیر محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام بود که با موضوع "رهبری در مدیریت جهادی" نشست را آغاز نمودند ایشان معتقد بودند که به دلیل عوض شدن صحنه های امروزی و همچنین بازیگران آن نمی توان به الگوهای رهبری قبل بسنده کرد و این الگوها برای امروز ناکافی می باشد، امروزه نیاز به الگوهای نوین رهبری راهبردی برای اداره امور است که به شدت به ادراک و دانش مرتبط وابسته است.

ایشان معتقد هستند که مسائل مهم درمقابل مدیریت ورهبری راهبردی در روزگار امروز اموری همچون: بی ثبایی، ابهام، عدم قطعیت، پیچیدگی است، بی ثباتی وعدم قطعیت وعدم اطمینان وابهام و پیچیدگی دروضعیت ومحیط منطقه وجهان به یک موضوع بلاتردید دچارشده است که لازمه عبور موفقیت آمیز از آن: الف -  پرهیز از سطحی نگری و پرهیز از سیاست های سهل الوصول و نهایتاً توسل به رهبری راهبردی هوشمندانه است، درغیراینصورت پرورش و توسعه رهبران راهبردی مشترک و قابلیت عملگری موثر با موانع جدی برخورد خواهد کرد.

ایشان به نقلی از ژنرال زینی وتونی کولتز درکتاب رهبری مسئولیت اشاره کردند که: « رهبران امروزی دارای هیچ بینشی نیستند ودرنتیجه توانایی شان دردورنگری وازپیش برنامه ریزی شده را ازدست داده اند.» البته این مشکل تنها درحوزه نظامی مطرح نیست بلکه درحوزه اقتصادی هم وجود دارد. پژوهشی از 1200شرکت از74کشور توسط گروه پالادیوم صورت گرفته است که 96درصد از آنها که ازمدیران شرکتها بوده اند گفته اند. «رهبری راهبردی نوعی الزام سازمانی وعاملی کلیدی برای موفقیت در آینده تشخیص داده بودند.» ولی بیش ازپنجاه درصد ازپاسخ دهندگان چنین اظهار نظر کرده بودند که « کیفیت رهبری راهبردی سازمان هایشان رضایت بخش نبوده است» و براین اعتقاد نبودند که رویکرد رهبری راهبردی کنونی بتواند تامین کننده مهارت های مورد نیاز آنها برای اجرای موفق راهبردهایشان باشد.

نظر ایشان در الگوی نوین رهبری راهبردی این است که: تفکر وبرنامه ریزی راهبردی باید خود را از شیوه سنتی، که ازتفکر خطی و خطرپذیری قابل مدیریت با نتایج روشن، خارج سازد و به یک الگوی مبتنی برچالش ها و مشکلات، همراه با ابهام وپیچیدگی و عدم قطعیت درقرن بیست ویکم، روبرو سازد و بجای اینکه،  تعلیم را صرفا آآقبلایبنچنان دهید که نیروها می جنگند،  به واقعیات محیط کلی وجهانی که تصمیم سازیها در آن بوقوع می پیوندد، ارتقا یابد نیروها را طوری تربیت کنید که جنگ می شود دلایل این تحول در رهبری دفاعی: اولاً عوامل و روندها و امواج محلی و منطقه ای که قبلا باثبات و منزوی بوده اند با عوامل وروندها و امواج جهانی فعال شده اند و درحال تعامل هستند و تصمیم سازیها را غیر خطی کرده اند. دوم بروکراسی کند تصمیم سازی مانع تصمیمات راهبردی به موقع درصحنه عمل می شود. از طرفی آهنگ پرشتاب تغییر وتحولات محلی ومنطقه ای وجهانی عدم قطعیت را افزایش داده است. سوم ، بدلیل کوچک شدن جهان دراثر پیشرفت ارتباطات و اطلاعات وسامانه های ترابری  وافزایش سهامداران دران ، محیط تصمیم گیری پیچیده شده است. چهارم ، وابستگی متقابل جهانی ازجمله پیوندهای اقتصادی و اجتماعی و مذهبی ونظامی مستلزم ان است که مسائل محلی ومنطقه ای با عمق ووسعت بیشتری مدنظر باشد. تاثیرات وپیامدهای متقابل هراقدام را روی همه مسائل بهم پیوسته دیده شود. پنجم فقدان تفکر راهبردی ورهبری راهبردی در طول پانزده سال گذشته درخلال تصمیم سازیهای ملی کشورهای بزرگ.

ایشان معتقد بودند که ادراک ، کلید تفکر ورهبری راهبردی است که به معنای درکی ازگذشته و حال واینده های نزدیک ودورموجب فرهم سازی بینشی واقع گرایانه و کارامد که سازمان ها را درمقابل چالش های پیش رو توانمند می سازد وموقعیت ملت را تثبیت وگسترش می دهد و نیروها بدون بینشی درباره اینده ، درموضع ضعف قرارمی گیرند. بی خبری انها ازروندها وسیاست ها ی درحال گسترش، ونا اگاهی ازرقبای بالقوه گرفتاری دربردارد.

ادراک ودانش مورد نیاز برای این الگو: -دانش بنیادین ، تخصص وعلم ومهارت درعلوم پایه وتخصصی بشر -دانش انسانی ، دانش های کسب شده شخصی -فرادانش ، دانش های مربوط به الگوسازی وبرنامه ریزی و تهیه ضمیمه ها و هر آنچه که مربوط به چند دانش و یا مربوط به خود دانش می شود -دانشی درباره دانش های مرتبط با موضوع مورد نظر -دانشی درباره دانش -دانشی درباره ارزیابی واعتبار سنجی نظریات هردانش است.

هم چنین در مورد فرا دانش نیز درقدیم دانش بنیادین وبعد دانش انسانی وبعد فرادانش موثر بوده است زیرا عدم قطعیت پایین بوده ومحیط آشنا وزمان برای تصمیم گیری کافی بوده است ولی الان زمان تصمیم گیری کم وعدم قطعیت بالا ومحیط نا اشنا. چه رویدادی درحال شکل گیری است وچه کاری باید کرد وزمان کوتاه نیازمند بازارایی دانش ودرک دررهبری راهبردی دفاعی وامنیت ملی هستیم درچنین شرایطی دانش های بنیادین دراولویت سوم ودانش های انسانی دراولویت دوم وفرادانش ها دراولویت اول قراردارد یعنی به جای دانش به صلاحیت رهبری ومدیریت دفاعی نیروها باید توجه کرد هرچه ازسطح تاکتیکی به سطح عملیاتی وبه سطح راهبردی می رسیم این ضرورت بیشتر احساس می شود.

سخنران دوم این همایش "امیر سرتیپ دکتر سید عبدالرحیم موسوی" جانشین محترم ریاست ستاد کل نیروهای مسلح بودند که با موضوع "مدیر جهادی و مدیریت جهادی با تاکید بر ویژگی های مدیریت شهید فلاحی" صحبت های خود را ارائه دادند:

امروز مدیریت کردن مثل جهادی های دوران دفاع مقدس مد نظر است، مدیریت کردن در اصل مثل جهاد کردن است، مدیریت جهادی ترکیبی از مدیریت و جهاد است در اصل یک مفهوم جدید است.

اگر به دنبال جهاد در عرصه مدیریت و کارو تلاش هستیم جهاد اصغر و یا جهاد اکبر و جهاد کبیر مفهوم متناسبی است و این مدیریت همراه با مشقت در مقابل موانع، مشکلات و چالش ها است.

معمولا مدیریت در هر سطحی نیاز به یک حداقل هایی دارد یعنی مدیریت با فراهم بودن نسبی لوازم که بتوان آن را جاری نمود که این خود از هنر مدیریت بهره می گیرد اما زمانی مدیریت جهادی معنا می یابد که مدیریت با محدودیت شدید یا محرومیت از حداقل لوازم باشد که معنای اصلی جهاد را به نمایش گذارد نمونه بارز ان را می توان در مدیریت شهید فلاحی در اوایل انقلاب مشاهده نمود که در شرایطی خاص بدون کوچکترین امکاناتی توانست نیروی زمینی را مدیریت نموده و به جلو هدایت کند.

حال اگر مدیریت جهادی را برای انجام اهداف و ماموریت سازمان استفاده کنیم شاید بتوان عنوان کرد که مدیریت جهادی در زمانی شکل می گیرد که نقص هایی این چنین موجود باشد: -فاصله زیاد با اهداف -غلبه کمّی ضعف ها بر قوت ها -مساعد نبودن جو سازمان -ضعف ابزار مدیریت -تبدیل رقیب به دشمن -فشارهای بیرونی -جو نا مساعد محیطی -محدودیت شدید فرصت ها در چنین شرایطی مدیریت جهادی شکل می گیرد و رنگ خود را نشان می دهد، مدیر جهادی در چنین محیطی باید بتواند صحنه را مدیریت نماید.

به نظر مدیران جهادی از اصول زیر استفاده می کنند:

  1. تکیه برمعنویات                       
  2. استفاده ازبهترین نیروهای موجود
  3. بسیج انگیزه ها وشوق به کار         
  4. استفاده از فرصت های نادر
  5. عمل «قرارگاهی»به جای «ستادی»  
  6. رفتن راه های میانبر ونا پیموده
  7. پافشاری براصول وانعطاف در روش ها  
  8. جذب حداکثری و دفع حداقلی
  9. حفظ وحدت کلمه وپرهیز از اختلاف       
  10. عبور از موانع ومانع را بزرگ ندیدن
  11. غلبه دادن کیفیت برکمّیت              
  12. تحول در شاخص های فرهنگ سازمانی

اما در مورد بند آخر یعنی تحول فرهنگ سازمانی نیز باید به شاخص های زیادی توجه نمود از جمله:

  1. از خود گذشتگی               بجای             خودخواهی
  2. آرمان گرایی                    بجای              گروه گرای
  3. منافع انقلابی                   بجای              منافع گروه
  4. رضای خدا                      بجای              رضایت غیر خدا
  5. کار برای خدا                   بجای              کار برای .......
  6. ثواب                             بجای              کارمزد
  7. کم کاری= گناه                بجای              کم کاری= زرنگی
  8. حداکثرتوان                     بجای              ساعت کار

در کل پیش نیازهایی برای مدیریت جهادی و مدیران آن لازم و ضروری است که در غیر اینصورت مدیر جهادی بوجود نمی آید (ویژگی های مدیر جهادی): اعتقادات راسخ وپابرجا به هدف -ساده زیستی، مردمی بودن، صبوری، حلم و بردباری در محیط کار -داشتن زندگی و سابقه پاک شخصیتی -سخت کوشی و شب را از روز نشناختن در انجام کارهای محوله -توان مدیریتی زیاد -حضور در صحنه های مشکلات وخطرها و سختی ها بدون هیچ گونه ترس و واهمه -دانش تخصصی و عمومی  برجسته در حوزه تخصصی خود –بصیرت عمیق در مسائل پیش رو-اشراف برضعف و کاستی های سازمان مربوطه -رفتار مهربانانه، پدرانه و در عین حال آمرانه با کارکنان زیر دست -اشراف به محیط بیرون و تهدیدات روبرو -تدبیر و شجاعت در امور محوله در سازمان به عنوان پیشرو.

ایشان معتقد بودند که ملاحظاتی هم پیش روی مدیریت جهادی است که چند نمونه آن را می توان این گونه نام برد: اهمیت انجام ماموریت، پشتیبانی مردم، مدیریت مبتنی براخلاق، متوقف نشدن، حفظ کرامت انسانی، حرکت مستمر وجهشی، همتا پروری، شوق به کار، پافشاری بر اصول که واجب است.

همچنین در انتهای صحبت به نقل از فرماندهی معظم کل قوا امام خامنه ای(مدظله العالی) فرمودند: جهاد و مجاهدت واقعی جز با ارتباط با خدا، خالص کردن خود، دور شدن از رذایل اخلاقی، وجز با وحدت کلمه و حرکت به سمت انقطاع الی الله حاصل نمی شود.

سخنران سوم این نشست آقای "دکتر سید شمس الدین حسینی" وزیر اسبق اقتصاد و ریاست محترم گروه اقتصاد و منابع مرکز بودند که سخنرانی خود را با عنوان "هم افزایی مد یریت جهادی و اقتصاد مقاومتی لازمه ارتقای امنیت ملی" ادامه دادند.

ایشان اعلام نمودند که موضوع سخنرانی تبیین رابطه سه موضوع«اقتصاد مقاومتی»، «مدیریت جهادی» و «امنیت ملی» است و شناخت رابطه سه موضوع فوق، مستلزم توجه به سه مقوله «اقتصاد»، «مدیریت» و «امنیت» است همچنین تمییز رابطه این سه موضوع در ساحت«عمل»، «علم» و «الگو» به تعمیق و تدقیق شناخت کمک می کند.

امنیت یک نیاز مرتبه بالا-و اساسی است چون به نقل از فرمایشات رهبری امنیت، یکی از اساسی ترین و اصلی ترین نیازهای یک ملت و یک کشور است. مهمترین مشکل برای یک کشور آن وقتی به وجود می آید که در محیط کار، محیط زندگی، محیط تحصیل، در فضای عمومی جامعه، مردم احساس امنیت نکنند، اینجاست که مغزهای فعال، دستهای توانا، سرانگشتان ماهر، هیچ یک نخواهد توانست مسئولیت مهمی را که بر دوش دارند به انجام برسانند. در فضای امنیت است که هم تلاش علمی، هم تلاش اقتصادی، هم روحیه و نشاط و هم همه فعالیت های یک کشور می تواند به درستی برنامه ریزی شود و با دقت دنبال شود و به نتایج خود برسد. [مقام معظم رهبری، 18/7/1379].

اقتصاد(معیشت) یک نیاز مبرم و اساسی است کارکرد اقتصاد، تامین معیشت و رفاه است، «مساله معیشت قطعا در اولویت اول است، معیشت که نبود، دین هم نیست، اخلاق هم نیست، حفظ عصمت و عفت هم نیست». [مقام معظم رهبری، 1379] همین دلیل در عرصه عمل اقتصاد به عنوان یک بعد امنیت مطرح است.

مدیریت از جنس«تدبیر و تلاش بهره ور» برای تامین نیاز و اهداف است. برای ایجاد امنیت باید هدفگذاری کنید، بر اساس هدفگذاری برنامه ریزی کنید، براساس برنامه ریزی عمل کنید، بعد عمل خودتان را اندازه گیری کنید، آن هم نه اندازه گیری زبانی، بلکه اندازه گیری با شاخص. [مقام معظم رهبری] مدیریت برای هر حوزه موضوعیت دارد.  لذا در مقام عمل شاهد می توان به مدیریت اقتصاد ملی، مدیریت امنیت ملی و مدیریت... را نام برد.

اما در ساحت علم می توان به مواردی اشاره نمود: علم به مفهوم وسیع تر آن ،دانش، آگاهی و دانسته های انسجام و سازمان یافته است. علوم را می توان بر حسب ماهیت، روش و موضوع تمیز دارد.  علم اقتصاد در مورد اقتصادها است ماهیت علم اقتصاد (Economics) ، حداکثر کردن نتیجه است نتیجه مابه التفاوت آنچه بدست می آوریم و آنچه از دست می دهیم علم اقتصاد برای همه حوزه ها مفید است و به مرور زمان گسترش یافته است. شاخه های اقتصاد سنتی: رفاه(معیشت) خانوار، سود بنگاه و منفعت اجتماعی- دولت. امور در ساحت عمل، ارتباط و وابستگی بیشتری یافته اند مطالعات بین رشته ای، اهمیت و کاربرد بیشتری یافته اند. شاخه های اقتصاد مدرن: اقتصاد امنیت، اقتصاد مدیریت و .... بحث همایش ما تلاقی سه نظم علمی «اقتصاد»،«مدیریت» و «امنیت» است حداقل صاحبنظران سه نظم مرتبط باید گرد هم آیند. 

از طرفی در ساحت الگو، الگو پیکره صرف از نظریه نیست. الگو یک دانایی صرف نیست. الگو دارای مبانی ارزشی، روش شناسی و چارچوب علمی است، لیکن معطوف به واقعیت های تجربی و مستلزم داشتن ظرفیت برای تنظیم سیاست ها و به بیانی کاربردی تر، برنامه عمل است. الگوی جدید در پی ناتوانی الگوهای موجود برای حل مشکل یا مسئله کلیدی ظهور می یابد. سیستم اقتصادی، بر اساس الگو شکل می گیرد. (اسلوبی است که جامعه ترجیح می دهد، در حیات اقتصادی و حل معضلات علمی خویش از آن پیروی کند. شهید صدر) شرایط بیرونی می توانند زمان ظهور الگوی جدید را تبیین کند. «اقتصاد مقاومتی»، الگوی اقتصادی است که با توجه به شرایط ج.ا.ا اهمیت مضاعف دارد و «مدیریت جهادی»، الگوی مدیریتی است. « امنیت همه جانبه» ، می تواند به عنوان الگوی امنیت ملی فرض شود. مقام معظم رهبری فرمودند: « باید امنیتِ همه جانبه مورد توجه باشد؛ امنیت اجتماعی، امنیت اقتصادی، امنیت فرهنگی، امنیت آبرویی. مردم در نظام جمهوری اسلامی باید احساس کنند که جان و مال و فرزندان و ناموس و فکروعقیده و سرمایه گذاری و فعالیت اقتصادیشان برخوردار از امنیت است».

نکته مهم در این صحبت ها تعامل و هم افزایی الگوها است یعنی هدف تلاش و هم اندیشی ما باید تعامل و هم افزایی سه الگو باشد. ارزش ها و باورهای (اسلامی-ایرانی، انقلابی)مسلط بر الگوهای فوق، مشترک ولی روش شناسی آنها می توانند متفاوت باشند.تلاش عالمانه-مسئولانه  استخراج و ترویج مشترکات(ارزش ها-پیشرانها)، [هدف] و سازگاری روش ها(راهبردها-برنامه ها)، [مسیر]  در نهایت توصیهیان که: متخصصان با دغدغه مشترک؛  از حوزه تخصصی خود شروع و با تعامل متخصصان حوزه های دیگر، به هم افزایی الگوهاکمک کنند.

الگوی اقتصاد مقاومتی؛ زیرساخت امنیت همه جانبه(دفاع همه جانبه) چرا که : امنیت یکی از اساسی ترین و اصلی ترین نیازهای یک ملت و یک کشور است.(مقام معظم رهبری) مجروح کردن امنیت، مجروح کردن اقتدار نظام است. (مقام معظم رهبری) باید امنیت همه جانبه مورد توجه باشد.(مقام معظم رهبری). در تعریف سازمان ملل: این که کشورها هیچ گونه احساس خطر حمله نظامی، فشار سیاسی یا اقتصادی نکنند و بتوانند آزادانه گسترش و توسعه خویش را تعقیب کنند. [ایجابی] امنیت ملی، یعنی دستیابی به شرایطی که به  یک کشور امکان می دهد از تهدید ها بالقوه یا بالفعل خارجی و نفوذ سیاسی و اقتصادی بیگانه در امان باشد[سلبی] و در راه پیشبرد امر توسعه اقتصادی، اجتماعی، انسانی و تامین وحدت و موجودین کشور و رفاه عامه، فارغ از مداخله بیگانه گام بردارد(روشندل1384) در نگرش مدرن امنیت افزون بر بعد نظامی، بعد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را نیز در بر می گیرد. بر اساس این تحول امنیت ملی برای هر کشور هنگامی تحقق می یابد که علاوه بر توانمندی نظامی در ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نیز برقرار باشند(خلیلی) در نتیجه امنیت اقتصادی یک بعد امنیت مدرن و امنیت همه جانبه است.

در نگاهی دیگر امنیت افزایی ، کارکرد ویژه اقتصاد مقاومتی است چراکه اقتصاد مقاومتی(الگوی بومی و ملی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی اقتصادی) اقتصاد مقاومتی دارای قابلیت های امنیت افزایی است بنا به فرموده مقام معظم رهبری فائق آمدن بر مشکلات اقتصادی (جنبه سلبی امنیت) شکست و عقب نشینی دشمن در جنگ تحمیلی تمام عیار اقتصادی(جنبه سلبی امنیت) حفظ دست آوردهای کشور در زمینه های مختلف و تداوم پیشرفت و تحقق آرمانها در جهانی رو به ازدیاد مخاطرات و نا اطمینانی های خارج از اختیار(مانند بحران های مالی، اقتصادی، سیاسی، ...) [مقام معظم رهبری، ابلاغیه سیاست های کلی 29 بهمن 1392] (جنبه ایجابی امنیت) اقتصاد مقاومتی با صریحترین و برجسته ترین بیان، ادبیات امنیت(دفاع)ملی را وارد سیاست های کلی اقتصادی کرده است(تلفیق اقتصاد و امنیت).

بند 22 سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی : (ادبیات امنیت در الگوی اقتصادی) دولت مکلف است برای تحقق سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی یا هماهنگ سازی و بسیج پویایی همه امکانات کشور اقدامات زیر را معمول دارد: شناسایی و بکارگیری ظرفیت علمی، فنی و اقتصادی برای دسترسی به توان آفندی و اقدامات مناسب. رصد برنامه های تحریم و افزایش هزینه برای دشمن. مدیریت مخاطرات اقتصادی از طریق تهیه طرح های واکنش هوشمند، فعال، سریع و به هنگام در برابر مخاطرات و اختلال های داخلی و خارجی.

اقتصاد صحنه نبرد آینده است؛ یعنی جنگ(تهدید) اقتصادی رویکرد دشمن خواهد بود: از ابتدای قرن بیستم، تاکنون، بیش از 200 تحریم اقتصادی گزارش شده است که بیش از 140 تحریم آن از سوی آمریکا وضع شده است(طغیانی و همکاران، 1393)، از آغاز قرن بیست و یکم، همچون قرن پیش، تحریم اقتصادی همچنان به عنوان یک سیاست خارجی پراهمیت و اسلحه ای مرگبار جایگزین جنگ مطرح است. (دروری،2005)، تحریم جزیی از دیپلماسی بین المللی حاکم بر جهان کنونی است که از سوی کشورهای تحریم کننده، به عنوان ابزار غیر نظامی برای اجبار دولت های کشورهای هدف جهت انجام واکنش مورد نظر اعمال می شود(ایلی، 2007).

در نهایت باید بدانیم که اقتصاد مقاومتی، پادتن تهدیدات َامنیتی است چون با تأملی در گزارش 2016 موسسه RANDبا عنوان؛ قدرت اجبار؛مبارزه با دشمنان بدون مبادرت به جنگ، نویسنده اول این گزارش گامپرت(David c.Gompert )رئیس سابق اطلاعات ملی آمریکا(DNI)است که در سال 2010توسط آقای اوباما پس از تایید به این سمت انتخاب شد. «به طور فزاینده، ایالات متحده دریافته است که در سالهای آینده، استفاده از نیروی نطامی برای مبارزه با تهدیدات گوناگون امنیت بین المللی، دشوار، پرهزینه و پرریسک است». «جذابترین گزینه های قدرت اجبار (P2C) برای ایالات متحده عبارتند از :1- تحریم های مالی 2-حمایت از مخالفین سیاسی3-عملیات سایبری تهاجمی»

از دیدگاه آمریکایی ها در مورد ایران، ترکیبی از تحریم های مالی و تهدید به حمله نظامی، این کشور را وادار به مذاکره و محدودسازی برنامه هسته ای خود کرد، به طورکلی، ایالات متحده دارای قدرت اجبار (P2C) زیادی در برابر حداقل دو دشمن خود یعنی روسیه و ایران است که آنها در مقابل این سلاح آمریکا پادتن ضعیفی دارند، آنچه که دشمنان ما هدف گرفته بودند، صحنه ها و عرصه های مختلف بود؛ عمدتا عرصه اقتصاد و سیاست بود. در عرصه اقتصاد گفتند و تصریح کردند که می خواهند ملت ایران را به وسیله تحریم فلج کنند اما نتوانستند ملت ایران را فلج کنند. (مقام معظم رهبری 30/11/1390) از نظر دشمن اقتصاد کشور یک نقطه ضعفی است که می تواند با تکیه بر آن نقطه ضعف مقاصد سؤ خودش را در مورد کشور عزیز ما و در مورد جمهوری اسلامی اعمال بکند، من گفتم اقتصاد مقاومتی، یعنی اقتصادی که از دورن می جوشد و احتیاج ما رابه دیگران کم می کند و استحکام کشور را در مقابل تکانه خارجی افزایش می دهد این مبنای اقتصاد مقاومتی است(مقام معظم رهبری 1395/08/26) پس اقتصاد مقاومتی پادتن تهدیدات امنیتی و قدرت اجبار دشمن است.

ایشان معتقد بودند که مدیریت جهادی؛ الگوی عملی سازی (مدیریت) اقتصاد مقاومتی چون: اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل، مورد تاکید رهبری است.  الگو در صورت پیاده سازی(اقدام و عمل)، الگو است وگرنه حداکثر در حد نظریه باقی می ماند. پیاده سازی الگوی اقتصادی، نیازمند(وجزیی از وظایف) مدیریت است. مدیریت نیازمند الگو است. مدیریت جهادی، الگوی فراگیر مدیریت است که در پیاده سازی اقتصاد مقاومی، اهمیت مضاعف دارد به نقل از فرمایشات رهبری:  هردو الگو از مبانی ارزشی و باورهای واحد برخوردارند و اقتصاد مقاومتی الگوی بومی-علمی برآمده ازفرهنگ انقلابی و اسلامی است(مقام معظم رهبری1392). مدیریت جهادی یا همان کار و تلاش با نیت الهی و مبتنی بر علم و درایت است (مقام معظم رهبری،23/10/1392) هر دو با توجه به شرایط مشابه تهدید و فشارهای دشمن برای حل مشکلات، توسط ولی فقیه وضع شده اند. پیروی از الگوی اقتصا مقاومتی: فایق آمدن بر مشکلات اقتصادی و شکست و عقب راندن دشمن در جنگ تمام عیار اقتصاد(مقام معظم رهبری1392) پس حاکم شدن مدیریت جهادی = حل مشکلات و تداوم حرکت رو به جلوی کشور در شرایط فشارهای قدرت های جهانی  با اقتصاد مقاومتی و مدیریت جهادی هردو از رویکردهای واحد برخوردارند: -درون زایی -دانش بنیانی -مردم محوری -جهادی بودن در باب ضرورت بکارگیری مدیریت جهادی برای اقتصاد مقاومتی در بیان مقام معظم رهبری در جلسه تبیین سیاست های اقتصاد مقاومتی می توان به مواردی اشاره نمود: رویکرد جهادی در این سیاست ها[اقتصاد مقاومتی]مورد ملاحظه قرار گرفته است، همت جهادی ، مدیریت جهادی. با حرکت عادی نمی شود پیش رفت، با حرکت عادی و احیاناخواب آلوده و بی حساب  نمی شود کارهای بزرگ انجام داد، یک همت جهادی لازم است، تحرک جهادی و مدیریت جهادی برای این کارها [سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی] لازم است. باید حرکتی که می شود هم عملی باشد، هم پرقدرت باشد، هم با برنامه باشد و هم مجاهدانه باشد. هرجور تلاشی جهاد نیست. جهاد عبارت است از آن تلاشی که در برابر یک چالش خصمانه از سوی طرف مقابل صورت نگیرد(11/4/1393-مقام معظم رهبری) اقتصاد مقاومتی مستلزم بکارگیری مدیریت جهادی و نقش آفرینی مدیران مجاهد است.

در نهایت ایشان در جمع بندی اشاره نمودند که: اقتصاد مقاومتی، الگوی اقتصادی با انگیزه های صریح و با قابلیت های برجسته برای امنیت افزایی است. مدیریت جهادی، الگوی مدیریتی با اشاره صریح و باقابلیت های برجسته برای تحقق اقتصاد مقاومتی است. تعامل عالمان، سیاستگذاران، مدیران و عاملان اقتصاد، مدیریت و امنیت(دفاع) در راستای بکارگیری مدیریت جهادی در تحقق اقتصاد مقاومتی (امنیت افزایی) ضروری است. نهادهای بخش امنیت(دفاع) ملی در این راستا هم مزیت دارند(اندوخته جهاد- دفاع مقدس) و هم اشراف دارند، پس باید پیشران باشند. مدیر مجاهد در صحنه اقتصاد مقاومتی(از قرارگاه فرماندهی تا سنگر) به ارتقای امنیت ملی می پردازد.

سخنران چهارم همایش "امیر سرتیپ دوم حسن سیفی" معاون نیروی انسانی ارتش جمهوری اسلامی ایران با موضوع "رابطه مدیریت جهادی با اخلاق کاربردی" را ارائه نمودند:

از دیدگاه مقام معظم رهبری پیرامون این واژه: جدّ و جهد و مبارزه در مقابل دشمن را دو رکن اساسی جهاد می دانند.  ایشان در این باره می فرمایند: «در مبارزه دو چیز حتماً لازم است: در آن جدّ و جهد و تحرکی باشد. انسان در رختخواب یا در پستوی خانه که نمی تواند مبارزه کند... و در مقابلش دشمنی باشد. مبارزه در آنجا که دشمن نیست معنا ندارد  پس جهاد متکی بر این دو رکن است...».

جهاد در سطح خرد و کلان معنا دارد یعنی جهاد چه در سطح خرد ( مبارزه با نفس ) و چه در در سطح کلان (پیکاري اجتماعی براي محو ظلم و بی عدالتی )از انگیزه هاي درونی افراد سرچشمه میگیرد جهاد حاوي دو مفهوم، سلبی و ایجابی است.  وجه سلبی آن از بین بردن ظلم و ستم و وجه ایجابی آن سازندگی نفس و یا سازندگی جامعه است.

از طرفی فرهنگ جهادي یک نهاد است که با مدیریت متعهد و با هویت مشخّص و هدف معین در خدمت تلاش فردي مشارکت کنندگانش اداره می شود.  فرهنگ جهادي مجموعه اي از مایه هاي فکري و ارزشی است که در رفتار اختیاري و اجتماعی انسان اثر می گذار و داراي عناصر متعددي از شناخت ها و باورها و ارزشها و گرایش و رفتارها و کردارها می باشد.

مدیریت اسلامی، نظام ارزشی ثابت و لایتغیری است که ریشه در نیازهای ثابت و جاودان انسان داشته، مبتنی بر فطرت و خلقت بوده و توسط وحی و کتاب و سنت، تنظیم می گردد. تمایز این نوع مدیریت با نظام های مدیریتی دیگر در این است که این نوع مدیریت، ناشی از نظام ارزشی مبتنی بر فرهنگ و تمدن اسلامی است.

اما در کشور ایران مدیریت سبکی برخاسته از تفکر بومی و متناسب با مقتضیات فرهنگی و اجتماعی ماست که شاید در مکاتب دیگر مدیریت هم تعالیم مشابهی داشته باشد، با این حال این تعالیم تکنیکی و تجربی است؛ یعنی شیوه و روش و مدل کار است که در جوامع انسانی تفاوت چندانی با هم ندارد، اما هر کدام از این سبک‌ها، کارایی‌های مختلفی دارند و شدت و ضعف اثر آن‌ها در فرهنگ‌های متفاوت، فرق می‌کند. در فرهنگ ما، روحی حاکم بر این تکنیک‌هاست که موضوعیت دارد و آن روح حاکم نسخهٔ بومی ایرانی-اسلامی است که باید بدان توجه نمود و در مقایسات و بررسی‌ها، از این نکته غفلت نکرد. حال با توجه به مباحث پیشین، می‌توان مروری جزیی‌تر بر مؤلفه‌های اساسی فرهنگ و مدیریت جهادی داشت.

پس ارایه تعریفی جامع و مانع و در برگیرنده تمام جنبه ها و شاخص ها و معیارهاي مترتب بر فرهنگ جهادي باشد، کار راحتی نیست و شاید نتوان به چنین تعریفی هم دست یافت، اما براي رسیدن به مقصود وارائه بیانی گویا از این فرهنگ با اتکا به معیارها و ویژگی هاي مورد انتظار از کار جهادي که خود نمود روحیه و فرهنگ جهادي است، امکان پذیر است.

ایشان معتقد بودند که مفهوم مدیریت جهادی: در قالب یک الگوی بومی مدیریتی متعلق به انقلاب اسلامی و برآمده از تجارب این انقلاب، آن هنگام می‌تواند از چارچوب یک اصطلاح مفهومی فراتر رفته و جنبه عینی و انضمامی به‌خود گرفته که مبانی، زمینه‌ها و مولفه‌های آن از زوایای گوناگون مورد بحث و دقت قرار گرفته است. تلاش در جهت تبیین صحیح و اصولی این الگو که لازمه عملیاتی شدن آن است را می‌توان ازجمله وظایف همه نخبگان، کارشناسان و رسانه‌ها در شرایط کنونی دانست. مطمئنا این فرایند تبیین و تفسیر نیز تنها هنگامی از صحت و اعتبار برخوردار است که در چارچوب منظومه و گفتمان فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی، به‌عنوان واضع این مفهوم، صورت پذیرد.

در ادامه بحث اعلام شد که توسعه و نهادینه کردن فرهنگ و مدیریت جهادي با گذر از آهنگ جهادي به فرهنگ جهادي (گذر از ظاهر به باطن و از سطح به عمق و از توسعه سطحی به توسعه عمقی ، ریشه اي ، بنیانی و بنیادي) و گذر از فراگیر کردن این تفکر در بین قشري خاص به عمومیت دادن آن به اکثریت جامعه یا همه آحاد و اقشار مختلف جامعه، آنهم فراگیري ریشه اي ، فکري ، نگرشی در بطن و محتواي فرهنگ عمومی جامعه اعم از رفتار و فکر و نگرش فردي و جمعی در محیط هاي مختلف امکان پذیر است.

امروزه اخلاق حرفه ای به عنوان یکی از موضوعات مهم مورد توجه سازمان های نوین قرار گرفته زیرا ترویج و نهادینه سازی آن موجب افزایش تعهد سازمانی کارکنان شده و افزایش دلبستگی به کار ، روحیه مشارکت و ایجاد اعتماد و تعامل با یکدیگر را فراهم می کند. در بسیاری از کشورهای توسعه یافته بدین باور رسیده اند که بی اعتنایی به مسائل اخلاقی و فرار از مسئولیتها و تعهدات اجتماعی به نابودی سازمان منجر می شود.این موضوع ضرورت تدوین راهبردهای اخلاقی را صد چندان می کند. آنان بدین نتیجه رسیده اند که باید در سازمان فرهنگ مبتنی بر اخلاق حاکم گردیده تا انجام ماموریت با اعتماد فزون تری حاصل شود. اخلاق حرفه‌اي يكي از مسائل اساسي همة جوامع بشري است. در حال حاضر، متأسفانه در جامعة ما در محيط كار كمتر به “اخلاق”   حرفه‌اي توجه مي‌شود. در حالي که در غرب سكولار، در دانش‌هاي مربوط به مديريت و سازمان، شاخه‌اي با عنوان “اخلاق حرفه‌اي” وجود دارد، ولي در جامعة ديني ما در مديريت و فرماندهی، به اخلاق توجه کافي نشده است. جامعه ما نيازمند آن است تا ويژگي‌هاي اخلاق حرفه‌اي مانند دلبستگي به كار، روحيه یِ مشاركت و اعتماد، ايجاد تعامل با يكديگر و... تعريف، و براي تحقق آن فرهنگ‌سازي شود. امروزه بسياري از کشورها در جهان صنعتي به اين بلوغ رسيده‌اند که بي‌اعتنايي به مسائل اخلاقي و فرار از مسئوليت‌ها و تعهدات اجتماعي، به از بين رفتن سازمان، مي‌انجامد. به همين دليل، بسياري از سازمان های موفق؛ براي تدوين استراتژي اخلاقي، احساس نياز کرده، و به اين باور رسيده‌اند که بايد در سازمان يک فرهنگ مبتني بر اخلاق، رسوخ کند. از اين‌رو، كوشيده‌اند به تحقيقات دربارة اخلاق حرفه‌اي، جايگاه ويژه‌اي بدهند؛ وقتي از حوزة فردي و شخصي به حوزه كسب و كار گام مي‌نهيم‌‌، "اخلاق كار" و يا "اخلاق شغلي" به ميان مي‌آيد؛ مانند: "اخلاق نظامی"‌‌، "اخلاق پزشکی"‌‌، "اخلاق مهندسي" و نظاير آن‌. در این میان، مواجهه  یِ "روشمند و کارآمد با معضلات اخلاقی" مستلزمِ تشخیص مسئله و شکار آن از انبوهِ حوادث، پدیدارها و معضلات سازمان و نیز حلِ روشمند مسئله، است. فرآیندِ تشخیصِ مسائل اخلاقی به پنج مرحله‌ی "فرمان"، "تجزیه مشکل "به "پیش‌مسئله‌ها"، "توزین پیش‌مسئله‌ها"، "کالبدشکافی" آنها و "گونه‌شناسی" و "تبارشناسی" تقسیم بندی    می شود (Faramarz Gharamaleki, 2008). امروزه در اخلاق حرفه‌اي، تلقي «شما حق داريد و من تکليف»، مبناي هر گونه اخلاق در کسب و کار است.  اين مبنا از رفتار ارتباطي فرد، به صورت اصلي براي ارتباط سازمان با محيط قرار مي‌گيرد و سازمان با دغدغه یِ  رعايت حقوق ديگران، از تکاليف خود مي‌پرسد. ويژگي‌هاي اخلاق حرفه‌اي در مفهوم امروزي آن عبارت‌اند از: دارايِ هويتِ "علم و دانش بودن"، "داشتن نقشي كاربردي"، "ارائة صبغه‌اي حرفه‌اي"، "بومي و وابسته بودن به فرهنگ"، "وابستگي به يك نظام اخلاقي"، "ارائه دانشي انساني داراي زبانِ روشن انگيزشي"، "ارائه روي‌آوردي ميان‌رشته‌اي".

اخلاق حرفه‌اي در نظام اداري جمهوري اسلامي بايد هويت اسلامي داشته باشد و مبتني بر اخلاق اسلامي شكل بگيرد. براي داشتن هويت اسلامي اخلاق حرفه‌اي در كشورمان، به چهار دليل مي‌توان اشاره كرد:  الف) از لحاظ فرهنگي به دليل وابستگي تودة مردم كشورمان به نظام عقيدتي اسلام؛ ب)- از لحاظ ديني به دليل جداناپذيري اخلاق از دين در متن دين اسلام؛ ج) نياز به پويايي درون فرهنگ اسلامي با توجه به مواجهة آن با چالش جهاني‌شدن؛ د) از لحاظ نظام حكومتي، الزام به حكومت دين‌مدار در نظام حكومت ديني و از لحاظ قانوني، به تأكيد قانون اساسي ـ در اصل هشتم ـ بر تصويب قوانين اسلامي در كشور نظام اخلاق اسلامي به گونه‌اي است كه با اخلاق حرفه‌اي در هم آميخته و تفكيك‌ناپذير است؛ زيرا در اين نظام ملاك نهايي و نهايت سعادت بشري، الله است و انسان در مقام خليفه و جانشين الهي در زمين، محور توجهات اخلاقي است؛ بدين معنا كه خشنودي انسان و خدمت به او موجب رضايت و تقرب به خداوند مي‌شود؛ از اين‌رو، نظام اخلاق اسلامي با توجه به ملاك نهايي، در صدد است با ارائه دستورالعمل‌ها و آيين‌نامه‌هاي اخلاقي در سطح حرفه و زندگي اجتماعي و همچنين با در نظر گرفتن پيشرفت‌هاي مادي در جهت بهبود زندگي انسان‌ها، زمينة سعادت و كمال حقيقي بشر را فراهم آورد(Faramarz Gharamaleki, 2006).

در بيشتر تعريف‌هايي که از اخلاق حرفه‌اي شده است، دو ويژگي ديده مي‌شود: 1- وجود نگرش اصالت فرد و فرد گرايي؛ 2- محدودبودن مسئوليت‌ها و الزامات اخلاقي فرد در شغل به نظر مي‌رسد اين نگاه به اخلاق حرفه‌اي، نوعي تحويلي‌نگري و تقليل دادن اخلاق حرفه‌اي است؛ زيرا هويت جمعي و سازماني در نهادهاي مشاغل در کسب وکار، بسي فراتر از شغل فردي اشخاص است. در جامعه اسلامی، موضوع اخلاق تنها منحصر به رفتار نبوده و سه مؤلفه‌ی ذهن، اندیشه و گفتار نیز پیش از واکاوی رفتار مورد بررسی می گیرد که هر کدام از این مؤلفه ها حاوی زیر مؤلفه و شاخصه هایی است که  بدون تردید، بدون واکاوی زیر مؤلفه ها و شاخصه های ذهنی، اندیشه ای و گفتاری و تکیه صرف بر رفتار، نمی توان انتظار بهبود، توسعه و کاربردی کردن اخلاق اسلامی در جامعه را داشت. با این نگرش به منظور اینکه بتوان سند جامع اخلاقی را ارائه داد، ناگزیر باید نظام اسلامی را به عنوان یک سیستم تبیین و تحلیل و سه زیرسیستمِ نظام بینشی (عقاید) به عنوان نظامی پایه در اولویت اول مطرح و بصورت شفاف رابطه اش را با نظام کنشی (احکام) و نظام ارزشی (اخلاق) مدنظر قرار داد.

برای اینکه سازمان از يک سو جامعه را دچار تعارض نکند و از سوي ديگر، با اتخاذ تصميمات منطقي و خردمندانه منافع بلندمدت خود را تضمين كند، رعايت اخلاق اسلامی در حرفه نظامی، امري لازم و ضروري است. آن چيزي که در مواجهه با مفهوم اخلاق اسلامی در این حرفه بايد مد نظر ما قرار گيرد، اين است که :1-  اخلاق حرفه‌اي‌، دربرگيرندة اخلاق فردي و اخلاق شغلي است، اما از هر دو فراتر رفته و به سازمان به مثابه يك مجموعه حقوقي ناظر است‌. 2- آنكه‌ امروزه رويكردي راهبردی به اخلاق حرفه‌اي پيدا شده است‌ و به همين دليل مسئوليت معنوي شركت‌ به مديران راهبردی سپرده مي‌شود؛ نه به واحد پرسنلي و نه حتي به مديران اجرايي.  3- آنكه‌ در حوزة اخلاق بايد دو نوع رويكرد "‌فضيلت‌گرايانه‌" و "‌مسئله‌محور‌" را از يكديگر تفكيك كرد‌. نگرش سنتي به معضلات اخلاقي صرفاً "‌فضيلت‌محور‌" است‌، نه "‌مسئله‌محور‌"؛ در حالي كه آنچه از معضلات اخلاقي سازماني گره‌گشايي مي‌كند، رويكرد "مسئله محور‌" است‌. چون معضل اخلاقي‌، يك مسئله است‌ و براي حل اثربخش آن، نيازمند كسب تخصص و مهارت هستيم. 4-  آنكه‌ اخلاق سازماني نه لزوماً  فرد ـ وابسته و نه حتي سازمان ـ وابسته و نه محيط ـ وابسته است؛ بلكه عوامل فردي، محيطي و سازماني در آن تأثير دارد. بنابراين، ما در پرداختن به اخلاق، نيازمند نگرش سيستمي یا همان فرآیند مرحله‌ ای هستيم. غفلت از اين عوامل در مقام تبيين و تحليل معضلات اخلاقي، تصميم‌گيري ما را از واقع‌بيني دور خواهد كرد.

در ادامه به عنوان آخرین سخنران نیز آقای "مهندس احمد بزرگیان" نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی و رئیس موسسه صائد در سخنرانی با عنوان "نقش مدیریت جهادی در تحقق اقتصاد مقاومتی با رویکرد امنیت ملی" به موارد زیر اشاره نمودند:

اهمیت اقتصاد در نظام اسلامی می توان به پرداختن به امور اقتصادی مردم جزو اوجب واجبات حکومت ها است. ( امام خامنه ای) مسئله اقتصادی، در امنیت و فرهنگ و عزت و برجستگی حرف سیاسی در کشور و در حضور جهانی ، تأثیرگذار است مسئله اقتصادی بسیار مهم است. ( امام خامنه ای) ما باید بتوانیم قدرت نظام اسلامی را در زمینه حل مشکلات اقتصادی به همه دنیا نشان دهیم، الگو را بر سردست بگیریم تا ملت ها بتوانند ببینند که یک ملت در سایه اسلام و با تعالیم اسلام چگونه می تواند پیشرفت کند. (امام خامنه ای).

در امنیت اقتصادی می تواند :ا- منابع اقتصادی در مقابل تهدید ها حفظ شود 2- تولید ناخالص ملی از رشدی فزاینده و پایدار برخوردار باشد 3- عدالت اقتصادی در جامعه تحقق یابد 4- تولید سرانه ملی پاسخگوی نیاز های افراد جامعه باشد و ارتقای کیفی و کمی زندگی آنها را تضمین نماید5- افراد جامعه برای پاسخگویی به نیاز های اساسی خود در ابعاد اشتغال ؛ معیشت ؛ مسکن ؛ پوشاک ؛ آموزش ؛ بهداشت و درمان درامد اقتصادی مطلوبی را داشته باشند 6- دولت با برخورداری از رشد فزاینده و با دوام تولید ناخالص ملی قادر باشد هزینه های برنامه های عمرانی خود را تامین نماید 7- عدم وابستگی اقتصادی به خارج ؛ برخورداری از مازاد موازنه تجاری و موازنه پرداخت ها ؛ توزیع عادلانه ثروت و فرصت ها ؛ متنوع بودن منابع درآمد ملی و... 

 در اهمیت اقتصاد سالم در امنیت اجتماعی از نظر امیر المؤمنین (ع) به سند ایشان مراجعه کنیم که فرمودند ای مالک؛ توصیه در باره بازرگانان و صنعتگران و تولید کنندگان را بپذیر و نسبت به نیکی کردن به آنان سفارش کن ؛ چه کسانی که در جایگاه کارشان مستقر و مقیم هستند و چه کسانی که برای نقل و انتقال مال التجاره و محصول خود تلاش می کنند و در حال سفر و رفت و آمد هستند و چه کسانی که با نیروی بدنی خود (خدمات ) فعالیت می کنند و نفعی را بوجود می آورند. زیرا آنان سرچشمه های سود و ثروت و مایه آسایش و رفاه مردمند و جلب کننده منافع از نقاط دوردست و پرتگاههای خشکی و دریا و دشت و کوه در قلمرو نظام اسلامی هستند . تجار برای انتقال کالا و خدمات در جاهایی تلاش می کنند که دیگران از اینگونه فعالیتها خودداری می کنند و جرأت حرکت بسوی ان مناطق را ندارند .... پس به کار آنها چه در مرکز حکومت و چه در شهرهای دیگر محل حکومتت رسیدگی کن . نامه 53 نهج البلاغه 

در نقش اقتصاد مقاومتی در امنیت و سیاست خارجی بدانیم که 1- اقتصاد یک عنصر قدرت همانند قدرت نظامی در عرصه بین المللی است 2- دولتهایی که اقتصاد ضعیف دارند ؛ امنیتی متزلزل دارند 3- دولتهای قوی از حیث اقتصادی نه تنها از توان نظامی بیشتر ؛ بلکه از توان تاثیر گذاری بالاتری نیز برخوردارند . 4- امروزه اغلب کشورهای قدرتمند از اقتصاد به عنوان جایگزین حمله نظامی ؛ ایجاد فشارهای سیاسی و حتی تعقیب برنامه یی برای سقوط دولتها بهره برداری می نمایند(فشارهای باز دارنده اقتصادی ) 5- در روابط بین الملل ؛ امروزه اتحادیه ها ؛ اءتلاف ها ؛ دوستی ها و دشمنی ها با معیارهای اقتصادی معنا می یابد و اقتصاد بعنوان یک اهرم امنیت بین المللی از چیرگی و نقشی بی بدیل برخوردار شده است  6- اقتصاد مساله ملی هر کشوری است و اقتصاد کم یا بیش بر همه بخش های دیگر جامعه تاثیر می گذارد . تهدیدات اقتصاد در مقایسه با تهدیدات دیگر ؛ ماهیتی پیچیده و چند وجهی دارد و به شفافیت و وضوح بخش سیاسی و نظامی نیست . 7- برنامه های توسعه ای که دولت محور نباشند رویکرد موثری برای اقتصاد مقاومتی است .

از منظر ایشان مؤلفه های اقتصاد مقاومتی در کلام مقام معظم رهبری شامل 1- ایجاد تحرک و پویایی در اقتصاد کشور و بهبود شاخص های کلان 2- توانایی مقاومت در برابر عوامل تهدید زا 3- تکیه بر ظرفیت های داخلی 4- رویکرد جهادی 5- مردم محوری 6- امنیت اقلام راهبردی 7- کاهش وابستگی به نفت8- اصلاح الگوی مصرف 9- فساد ستیزی 10- دانش محوری است.

و الزامات آن: داشتن روحیه جهادی، استحکام معنویت و روح ایمان و تدین درجامعه، کشور به مسائل حاشیه ای مبتلا نشود، حفظ اتحاد و انسجام ملی، پرهیز از برخورد شعاری و تبلیغاتی با شعار های سالهای اخیر، غافل نشدن از سایر عرصه های علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است.

از طرفی مدیریت جهادی یعنی چشم به توانمندی نیروی انسانی داخلی داشتن و میدان دادن به نیروی انسانی مخلص و کم توقع و پرکار و ماهر و عالم یعنی اعتماد به نیروهای جوان توانمند... یعنی نگاه حداقلی به بیرون از کشور و عدم اعتماد به بیگانه و دشمن.

امام خامنه ای فرمودند: در اداره کشور باید روحیه خدمت به مردم با نیت خدایی و با تکیه بر علم و درایت یا همان روحیه مدیریت جهادی حاکم باشد تا بتوان از مشکلات عبور کرد و به پیش رفت . افرادی را مأمور پیگیری و اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی کنید که انگیزه های انقلابی و مردمی و اعتقاد لازم و کافی برای اجرای آن داشته باشند .

بعضی از مولفه های مدیریت جهادی در قرآن عبارتند از:1- ...کم من فءة قلیلة غلبت فءة کثیرة باذن الله......قالوا ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین2- ...یا ابت استأجره ان خیر من استأجرت القوی الامین3- ...انا اتیک به قبل ان تقوم من مقامک و انی علیه لقوی امین...قال هذا من فضل ربی لیبلونی ااشکر ام اکفر ... 4- ...و زاده بسطة فی العلم والجسم... 5- قال اجعلنی علی خزاین الارض انی حفیظ علیم6- قال کلا ان ربی معی سیهدین7- فبما رحمة من الله لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم واستغفر لهم8- ...و شاورهم فی الامر9-...فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین10- ان الله مع الذین اتقوا و الذین هم محسنون11- الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایمانا و قالوا حسبنا الله و نعم الوکیل   آل عمران 173 12- الذین استجابوا لله و الرسول من بعد ما اصابهم القرح للذین احسنوا منهم و اتقوا اجر عظیم آل عمران 172 13- و لما رأالمؤمنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله و ما زادهم الا ایمانا و تسلیما     احزاب 22.

از منظر ایشان اقدامات پیشنهادی درون سازمانی می تواند: بهبود روشهای انجام کار و افزایش بهره وری، افزایش رضایت مردم در قالب مشتریان و ارباب رجوع، اصلاح ساختار مالی سازمانها و تامین منابع ارزی و ریالی مورد نیاز، تعمیق فرهنگ کیفیت، استفاده بهتر از ظرفیتهای بالقوه سازمانها، افزایش تولید و ارائه خدمات بهتر، کاهش هزینه ها، کاهش ضایعات و اتلاف، کاهش قیمت تمام شده محصولات و خدمات، جلوگیری از آلودگی محیط زیست،  افزایش انگیزه کارکنان سازمانها، برون سپاری بخشی از کارهای سازمانها، اصلاح نظام حقوق و دستمزد باشد.

در نهایت با ندای ملکوتی اذان ظهر نیز جلسه با عطر صلواتی بر محمد و آل محمد پایان یافت.

افزودن دیدگاه جدید

10 + 6 =
این سوال ساده ریاضی را حل کنید و نتیجه را وارد کنید. مثال: برای 4+8 عدد 12 را وارد کنید.