روزنگار راهبردی شماره 15

پیوستاندازهزمان ارسال
PDF icon روزنگار راهبردی شماره 15684.73 KB1395/08/23 - 11:10

شورای روابط خارجی                                                                                                                   

  • جمال مبارک عربستان سعودی

Saudi Arabia’s Gamal Mubarak

ژوئن  2016 استیون ای. کوک

http://blogs.cfr.org/cook/2016/06/20/saudi-arabias-gamal-mubarak/

جانشین ولیعهد عربستان سعودی، محمد بن سلمان، موجب برانگیختن پرسش­های غیرمعمولی درباره آینده این کشور شده است؛ آیا این کشور باثبات است؟ آیا محمد بن نایف، ولیعهد، از نظر جسمی سلامت است؟ آیا جانشین ولیعهد، محمد بن سلمان که فرزند پادشاه است، در سایه ولیعهد قرار دارد؟ پاسخ این پرسش­ها برای هیچ کس به درستی روشن نیست، هرچند که ناظران و متخصصان مسایل عربستان سعودی، در این­باره حدس و گمان­هایی می­زنند. 

به نظر می­رسد که سعودی شناسی به مراتب دشوارتر از شوروی شناسی باشد. در دوران جنگ سرد، می­بایست برای اینکه بدانند پشت دیوارهای کرملین چه می­گذرد، از روی تصاویر و یا ویدئوهای منتشره از دیدارهای عمومی قضاوت می­کردند، اینکه چه کسی در نزدیکی رهبر شوروی ایستاده است، کدام مقامات مانند چوب خشک هستند و کدامیک لبخند بر لب دارند. تفکر درباره سیاستمداران سعودی بیشتر برپایه سخنان شاهزاده­ها یا دیگر مقامات سیاسی سعودی با برخی از غربی­ها است. بنابراین برخی از چیزهایی که از این گفتگوها به دست ما می­رسد ممکن است درست باشد، اما عمده آن نادرست است. زمانی که این موضوع این اطلاعات دریافتی به شخص محمد بن سلمان مربوط می­شود، مسئله بغرنج­تر می­شود، چراکه سنجش صحت و سقم آن ضرورت بیشتری پیدا می­کند. زیرا او با وجود سن کمی که دارد، در ساختار قدرت عربستان، روز به روز قوی­تر می­شود.

وی مناصب بیماری دارد، از آن جمله می­توان به وزیر دفاع و هوانوردی، رییس دیوان سلطنتی، وزیر کشور، مشاور ویژه پادشاه، و رییس شورای اقتصاد و توسعه اشاره کرد. به دلیل این مناصب بیشمار و مهم، به نظر می­رسد که وی بهترین و اصلی­ترین گزینه برای جانشینی پدر خود باشد. این مسئله مرا به یاد فرد دیگری در خاورمیانه می­اندازد: جمال مبارک، پسر کوچکتر رییس جمهور پیشین مصر، حسنی مبارک.

محمد بن سلمان و جمال مبارک، پیشینه و نوع پرورش کاملا متفاوتی با هم دارند و حسنی مبارک در نهایت ثابت کرد که از به قدرت رساندن جمال عاجز است. اما ملک سلمان تمامی منابع لازم بای جانشین نمودن پسر خود را در دست دارد.

با این حال، شباهت­های زیادی میان دو این هست، که می­تواند جالب باشد. صرفنظر از شباهت­های نه چندان مهم مانند: محبوبیت هر دو نزد پدرانشان و بی تجربه­گی کامل تا پیش از رسیدن به مناصب مهم و تاثیرگذار، مهم­تر اینکه هر دو زمانی به مسئولیت رسیدند که کشورهایشان در شرایط تحول قرار داشتند. برخی از روزنامه­نگاران و صاحب­نظرانی که من با آنها صحبت کرده­ام، محمد بن سلمان را تحت عنوان «قطع کننده»( ایجاد کننده گسست) توصیف کرده­اند. این اصطلاح می­تواند دلالت مثبت داشته باشد، اما همانند جمال مبارک، محمد بن سلمان و پروژه می­تواند موجب بی­ثبات شدن عربستان شود.

بخشی از دلایل سفر اخیر وی به ایالات متحده، معامله با برخی از مقامات و سرمایه­گذاران آمریکایی بر سر آن­چیزی است که تحت عنوان چشم­انداز 2030 از آن یاد می­شود. اهداف گسترده این پروژه شامل نوسازی، عقلانی سازی و متنوع نمودن منابع اقتصادی عربستان می­شود. از اینها مهم­تر و ویژه­تر اینکه، این طرح، در رویای گذار عربستان سعودی و تبدیل شدن به یک «منبع سرمایه­گذاری» و توسعه به عنوان مرکز تجارت است. سند چشم­انداز 2030، همچنین به دنبال بهوبد و پیشرفت نظام دیوان سالاری کشور است؛ به ویژه انجام کارهایی چون کاهش یارانه­های پرداختی، کاهش فشارها و سخت­گیری­های اجتماعی و تشویق سعودی­ها به مسافرت به کشورهای همسایه، اروپا و آمریکا. بخش دیگری که بسیار مورد توجه تحلیل­گران قرار گرفته، برنامه واگذاری بخشی از سهام شرکت آرامکو و شرکت­ها و صنایع وابسته به آن است. در راستای تلاش برای اجرای این سند، ملک سلمان تغییراتی جدی در شورای وزیران این کشور انجام داد، که مهم­ترین آن تغییر علی النعیمی وزیر دیرپای نفت سعودی و گماردن خالد الفالح به جای وی در وزارت جدید انرژی، صنعت و منابع طبیعی بود. الفالح که ریاست شرکت آرامکو را برعهده داشت. اکنون نه تنها مسئولیت سیاست­های نفتی کشور را برعهده خواهد داشت که همچنین مسئول بهره­برداری از معادن طلا، فسفات، اورانیم و دیگر منابع این کشور برعهده او خواهخد بود. افزون بر این ملک سلمان، وزیر تجارت و رییس صندوق پول عربستان را هم تغییر داده است. تحلیل­گران سعودی و غربی این تغییرات را در واقع به دستور جانشین ولیعهد یعنی محمد بن سلمان می­دانند.

در واقع برنامه 2030 بن سلمان اگر نه در مبنا اما در اهداف شبیه به برنامه « تفکر و اولویت­های جدید» است که پیشتر جمال مبارک آن را در بوق و کرنا کرده بود. تحلیل­گران خاورمیانه، بر جزییات سند چشم انداز 2030 متمرکز هستند، اما بسیار روشن است که محمد بن سلمان هدف گسترده تری از تبدیل کردن عربستان به مرکز جهانی سرمایه گذاری، تجارت و بازرگانی دارد. همانند آن چیزی که جمال مبارک برای مصر در سال 2014 پیشنهاد کرد، محمد بن سلمان نیز قصد دارد در ریاض، بازسازی ساختاری انجام دهد. این می تواند مسئله خوبی باشد. هیچ کس دوست ندارد که عربستان سعودی خارج از نظام تصمیم سازی کارآمد باشد، اما نکته اینجاست که این سند مدیریت شده است تا مقامات سعودی و شرکای بین­المللی آنها، نسبت به حفظ ثبات دلگرم بمانند.

رهبران سعودی در زمینه سیاست­های کلان اغلب از طریق مذاکره با اعضای خاندان سلطنتی، سران قبایل بزرگ و روحانیان ارشد وهابی، به تصمیم­گیری می­پردازند.این روند در عین حالی که گزینه­های سیاسی را محدود می­کرد، اما در عین حال موجب حفظ یکپارچگی خاندان سعودی و حامیانش می­شد. در واقع بدون این قانون نانوشته، ثبات این پادشاهی در معرض تهدید و مخاطره قرار می­گیرد.

به نظر می­رسد که محمد بن سلمان این فرایند را بی­معنا می­داند و تلاش می­کند تا با سند چشم­انداز 2030 در گامی به جلو، به منافع این گروه­ها کم­تر توجه کند. این مسئله، بسیار خطرناک است، آن هم در کشوری که مقامات حکومتی با روند گفته شده، خو گرفته­اند. این شاهزاده بی شک با اتکا به پدرش این­گونه رفتار می­کند. کسی نمی­داند که ملک سلمان چقدر عمر می­کند اما گزارش­هایی اغلب غیر رسمی­ وجود دارد، مبنی بر اینکه وی از نظر سلامتی اوضاع مساعدی ندارد. بنابراین به نظر می­رسد که محمد بن سلمان باید شتاب کند. وی باید از فرصت استفاده کرده و پایه­های قدرت خویش را پیش از آن که پدرش بمیرد مستحکم کند. طبیعی است که وی در میان شاهزادگان و مقامات سیاسی کشور، حامیان دیگری نیز دارد، اما نباید به سادگی باور داشت که او این بازی را از پیش برنده شده باشد.

همانند جمال مبارک، که در دهه آخر زمامداری پدرش به نظر می­رسید جلوتر و قدرتمندتر از تمامی افراد قدرتمند مصر قرار دارد، بن سلمان نیز به نظر می­رسد که از پسر عموی خود بن نایف که قرار است پس از پدرش شاه شود، جلوتر و مقدم­تر است. تحلیل­گران، روزنامه­نگاران و مقامات دولتی نباید تنها به این سناریو تکیه کنند که جمال مبارک پس از حسنی مبارک نتوانست به قدرت برسد. همچنین هیچ کس تصور نمی­کرد که جانشین بعدی مبارک از اخوان المسلمین باشد.

از سوی دیگر، برخلاف افسران ارشد مصر، شاهزادگان سعودی، مقامات سیاسی و نخبگان اقتصادی کشور که در سند چشم­انداز 2030 نادیده گرفته شده­اند، از قدرت کافی برای به زیر کشیدن ملک سلمان و پسرش برخوردار نیستند. آنها تنها می­توانند به زحمت و افتان و خیزان در مسیر این سند چشم­انداز اخلال کنند. در این خصوص، انباشت مشکلات اجتماعی-اقتصادی نیز بر عدم اطمینان از دستیابی به اهداف سند مذکور می­افزاید. به هر حال شکست سند چشم­انداز 2030 نه تنها برای بن سلمان تبعات خواهد داشت، بلکه برای عربستان سعودی و کل منطقه خاورمیانه نیز پیامدهایی در برخواهد داشت.

 

 

روزنگار راهبردی شماره 15