روزنگار راهبردی شماره چهاردهم

پیوستاندازهزمان ارسال
PDF icon روزنگار راهبردی شماره چهاردهم690.64 KB1395/06/24 - 9:06

شورای روابط خارجی                                                                                                                   

منطقه پرواز ممنوع به معنای منطقه بدون جنگ نیست

A No-Fly Zone Doesn’t Mean a No-War Zone

سپتامبر  2016 مایکا زنکو

http://www.cfr.org/conflict-assessment/no-fly-zone-doesnt-mean-no-war-zone/p38257

 

در میان تصاویری که از بمباران­های شمال سوریه مخابره می­شود، سیاستمداران و تحلیل­گران سیاسی آمریکایی دوباره از درگیر شدن جدی­تر در جنگ داخلی سوریه سخن می­گویند. این مباحثات بر یک تاکتیک نظامی مشخص متمرکز است: ایجاد منطقه پرواز ممنوع در بخشی از سوریه تا هواپیماهای نظامی نتوانند در آنجا اقدام به عملیات کنند. من 15 سال است که درباره مناطق پرواز ممنوع تحقیق و تالیف کرده و برخی از پیشنهادهایی که درباره ایجاد چنین منطقه­ای در سوریه داده می­شود را تحلیل کرده­ام.

در اینجا می­خواهم خوانندگان را درباره برخی از جنبه­های پیچیده مناطق پرواز ممنوع که دو دهه پیش در شمال عراق آزموده شده است و از آوریل 1991 تا مارس 2003 برقرار بوده است، آگاه سازم. دولت جورج بوش پدر این منطقه ممنوعه را که 12 سال پابرجا بود، برای « حمایت از کردها»، ایجاد نمود.

در 15 فوریه 1991، پیش از اینکه، منطقه پرواز ممنوع، برقرار شود، پیامی به این مضمون برای مردم عراق فرستاد: « مردم عراق، باید با دستان خودشان صدام حسین دیکتاتور را سرنگون کنند. به خیابان­ها و کوچه­ها بیایید و صدام حسین و یارانش را از حکومت فروکشید.» این پیام را هواپیماهای آمریکایی بر سر سربازان و مردم عراق ریختند.

شورشیان کرد خیلی زود علیه نیروهایی ارتش عراق و مقامات حزب بعث شوریدند، اما شورش آنها سرکوب شد و بسیاری کشته شدند. صدام حسین از هلی­کوپتر، توپخانه، نیروی زمینی و گارد ریاست جمهوری برای سرکوب قیام کردها استفاده کرد. در جریان این کشتار بیست هزار کرد کشته شده و صدها هزار نفر آواره شدند. با وجود داشتن نیروها و تجهیزات فراوان در نزدیکی مرزهای عراق، دولت بوش که برای قیام مردم عراق علیه صدام فراخوان داده بود، هیچ کمکی به کردها نکرد. تنها هواپیماهای عضو ائتلاف برای حمایت از کسانی که به آوارگان کرد، کمک­های بشردوستانه ارائه می­دادند، در منطقه به پرواز درآمدند.

موضوع مهم دیگر درباره منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق، به سال­های 1995 و 1996 بازمی­گردد. در آن زمان، مقامات وزارت خارجه ایالات متحده از نقض آتش­بس میان دو حزب اصلی کردهای عراق یعنی، حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان انتقاد کردند. در آگوست 1996، « صلح شکننده» میان این دو حزب بازهم بر سر عدم توافق در خصوص درآمدهای نفتی، نقض شد، اتحادیه میهنی بر دریافت کمک­های تسلیحاتی و تجهیزاتی رو به ایران آورد و حزب دموکرات کردستان از صدام برای مداخله در این نزاع دعوت کرد.

صدام در پاسخ به این دعوت، با چندین لشگر، مرکب از گارد ریاست جمهوری و ارتش عراق، مجموعا 40هزار نیرو، 300 تانک، و پشتیبانی توپخانه و البته بدون حمایت نیروی هوایی عراق، وارد کردستان شد و به درخواست­های مکرر آمریکا مبنی بر عقب نشینی توجهی نکرد. ارتش عراق تا مرکز کردستان عراق یعنی شهر اربیل پیشروی کرد و نیروهای شنبه نظامی کرد و مردم غیر نظامی را کشت، درحالی­که هواپیماهای نظامی آمریکایی بر فراز منطقه پرواز ممنوع، پرواز می­کردند.

هرچند جنگنده­های ایالات متحده می­توانستند نیروهای ارتش عراق را هدف قرار دهند، اما دولت کلینتون تصمیم گرفت که هیچ حمایتی از کردها در اربیل و چندین شهر دیگر به عمل نیاورد، چراکه کاخ سفید نمی­خواست در اختلاف میان دو حزب کردستان جانب یکی از آنها را بگیرد؛ همچنین ترکیه و عربستان نیز تمایلی به استفاده آمریکا از آسمان آنها برای حمله به نیروهای ارتش عراق نداشتند. تنها کاری که دولت کلینتون کرد، افزایش محدوده منطقه پرواز ممنوع در جنوب این کشور و حمله موشکی به سامانه دفاع هوایی رژیم صدام بود.

حال، ما از تاریخچه منطقه پرواز ممنوع در شمال عراق چه درس­هایی می­توانیم بیاموزیم؟

نخست؛ روسای جمهور ایالات متحده نباید مردم کشورهای دیگر را به قیام مسلحانه علیه حکومت­شان دعوت کنند؛ چراکه ایالات متحده، زمانی که اوضاع وخیم شود، کاری برای حمایت از آنها نخواهد کرد. در واقع قدرت­های خارجی، نباید بدون توجه به مسئولیت اخلاقی خود در خصوص وضعیت شبه نظامیان و غیر نظامیان در صورت وخامت اوضاع، از جنگ داخلی حمایت کرده و نیروهای همراستا با خود را تجهیز و تحریک کنند.

دوم؛ حمایت از غیرنظامیان در مناطق پرواز ممنوع نباید تنها منحصر به حمایت در برابر حملات هوایی باشد، بلکه باید شامل حمایت در برابر سلاح­های جنگی دیگر مانند توپخانه، تجهیزات زرهی و پیاده نظام هم بشود. در واقع یک منطقه پرواز ممنوع نمی­تواند از کشتار غیرنظامیان به وسیله تجهیزات نظامی زمینی جلوگیری کند. 

سوم؛ هر منطقه پرواز ممنوعی که ایالات متحده ایجاد کرده است؛ چه در عراق، بوسنی هرزگوین و کرواسی یا لیبی، با حمایت نظامی و اقدامات سیاسی گسترش یافته است و به تنهایی کاری از پیش نبرده است.

بنابراین اگر ایالات متحده، منطقه پرواز ممنوع در بخشی از سوریه ایجاد کند، به نیروهای شورشی برای اجرای روند تغییر نظام کمک خواهد کرد و در این صورت، ایالات متحده نمی­تواند این سخن را رد کند که این اقدام به معنای، مسئولیت مستقیم واشنگتن در رابطه با پیامدهای بعدی آن خواهد بود.