راه های ترویج گفتمان ضد آمریکایی در جامعه

پیوستاندازهزمان ارسال
PDF icon راه های ترویج گفتمان ضد آمریکایی.pdf160.97 KB1396/06/06 - 10:55

اهم مباحث مطرح‌شده در جلسه:

1. معناى اجتماعى كلمات، گفتارها، اعمال و نهادها را با توجه به بافت كلى‏اى كه اين‏ کلمات خود بخشى از آن هستند مى‏توان فهميد. هر معنايى را تنها با توجه به عمل كلى‏اى كه در حال وقوع است و هر عملى را با توجه به گفتمان خاصى كه آن عمل در آن قرار دارد، بايد شناخت. دوقطبی‌ ها و غیریت‌سازی‌ ها، رکن اساسی و ستون ‌فقرات گفتما‌ن‌سازی هستند و بنا به تعریفی که از گفتمان‌ در ادبیات سیاسی وجود دارد، اساساً یک گفتمان بدون معرفی «دگر»، «غیر» و «قطب مقابل خود» امکان شکل‌گیری و هژمونی ندارد.  دگر گفتمان «ضد آمریکایی» گفتمان «غرب گرایی» و به طور خاص و جزئی‌تر گفتمان «آمریکا دوستی» است.

2. دشمنی آمریکا با ایران اسلامی یک دشمنی «ایدئولوژیک» و «مبنایی» است و خود آمریکایی‌ها نیز چنین درکی از مواجهه با ایران دارند. آمریکایی­ها برای ایجاد اختلاف در کشور ما و تزریق غفلت و بی‌حسی، دشمنی آشکار خود را در پوششِ عملکردِ جدید پنهان ساخته‌اند. رویکرد جدید آمریکا این است که سطح دشمنی ایدئولوژیک خود با ایران را به دشمنی «استراتژیک» و یا دشمنی «تاکتیکی» و یا حتی اظهار دوستی، بیان نماید.

3. قرآن کریم در دشمن‌شناسی بین دو مفهوم کافر و مستکبر تمایز قائل شده است. در قرآن کریم در زمینة موضوع دشمن‌شناسی، بیش از هزار و پانصد آیة آورده شده است که از این تعداد بیش از سیصد آیه دربارة نفاق و نفاق شناسی است. همین‌طور قرآن 88 بار از شیطان سخن به میان آورده و 25 بار می‌گوید: "شیطان دشمن شماست." با مروری بر آیات نورانی  قرآن ملاحظه می‌کنیم که این کتاب آسمانی تا چه اندازه نسبت به امر «دشمن‌شناسی» حساسیت نشان داده و بدان پرداخته است. 

4. در ادبیات سیاسی تعاریف مختلفی از مفهوم غرب وجود دارد. غرب پدیده‌ای واحد نیست و پدیده‌ای متکثر به شمار می‌آید، خاصگی غرب دلیل پیچیدگی آن است. غرب را نه می‌توان به یک محدوده خاص جغرافیایی تقلیل داد و نه می‌توان آن را صرفاً موجودیتی دینی، اخلاقی، نژادی یا حتی اقتصادی شمرد. غرب به‌عنوان مفهوم متکثر، مجموعه‌ای ترکیبی از همه این مظاهر متنوع است. از منظر ایدئولوژیک مفهوم غرب را می‌توان پدیده کثیرالاضلاعی شمرد که علاوه بر مؤلفه‌های موجودیت جغرافیایی (اروپا)، دین (مسیحیت)، فلسفه (نهضت روشنگری)، نژاد (نژاد سفید) و نظام اقتصادی (کاپیتالیسم)،یهودیت و استعمارگری نیز مهم‌ترین اضلاع آن را تشکیل می‌دهند.

5. آمریکایی‌ها در عرف و تاریخ از ناسیونالیسم و ملی‌گرایی صحبت نمی‌کنند، چون واژة ملی‌گرایی ممکن است به تقویت ملیت‌های مختلف- که جمعیت آمریکا را تشکیل می‌دهند- بیانجامد و در نتیجه به وحدت ملی آسیب برساند. پایه‌های هویتی تمدن آمریکا در چند اصل خلاصه می‌شود که مهم‌ترین آن: مستثنا بودن آمریکا و آمریکایی‌ها از کشورها و مردم دیگر است. آمریکا از زمان استقلال تاکنون، سه بار مورد تجاوز فیزیکی خارجیان(تجاوز و بمباران شهر واشنگتن به دست قوای انگلیسی در 1812م، حملة ژاپنی‌ها به جزایر پرل هاربر در جنگ جهانی دوم، عملیات تروریستی 11 سپتامبر 2001 م. در نیویورک و واشنگتن) قرار گرفته است، اما در بقیة موارد در مصونیت و امنیت ویژه‌ای زندگی کرده است. مصونیت آمریکا از حمله‌های خارجیان و شرایط اقتصادی و سیاسی در طول تاریخ ایالات‌متحده آمریکا موجب شده است تا آمریکایی‌ها دربارة امنیت ملی، استثنایی بودن خود و کشورشان، رفاه و سعادتمندی و مأموریتشان در توسعه‌گرایی و جهان داری، دیدگاه و جهان‌بینی کاملاً متفاوتی به کشورهای دیگر دنیا داشته باشند. در آمریکا فرد گرایی و آزادی در هم ادغام شده و مفهوم «استثنا بودن آمریکا» حس ملی‌گرایی ویژة خودگرایی را تشدید کرده و منشور «سرنوشت و مأموریت خاص آمریکا» را در سیاست‌های داخلی و خارجی این کشور به وجود آورده است.  اشاعة این‌گونه دکترین­ها سبب شده آمریکایی‌ها خود را یک ملت برگزیده و برتر بدانند. استثناگرایی اثرات منفی عینی به دنبال دارد و به‌صورت شفاف می‌توان گفت استثناگرایی اروپایی، و آمریکایی منشأ جنگ‌ها، کشتارهای جمعی و قضاوت‌های تحقیرکننده نسبت به سایر فرهنگ‌ها و ملل جهان بوده است.

6. گفتمان غرب‌گرایی را در سه سطح می­توان مورد تحلیل قرار داد؛

الف)غرب‌گرایی حکومتی: گفتمان جریان غرب‌گرا در سطح حکومتی به­دنبال، عادی‌سازی روابط ایران اسلامی در جهان است. این جریان، در پی تهی­سازی خصلت‌های انقلابی نظام با اولویت انقلاب زدایی از سیاست خارجی است.

ب)غرب‌گرایی اجتماعی: در این سطح هدف از بین بردن مرزبندی هویتی-فرهنگی با فرهنگ غرب از طریق: برقراری پیوندهای

  • عاطفی (سطح احساسات)
  • بینشی(سطح عقاید و باورهای مبنایی)
  • ادراکی(زاویه تحلیل مسائل)
  • رسانه‌ای
  • کنشی (رفتارهای عملی) میان ایران و غرب است.

ج)آمریکا دوستی مردمی: در آخرین سطح، گفتمان غرب‌گرا تلاش می­کند در قالب نوعی آمریکا دوستی فرهنگی که توسط اقشار مختلف مردم حمایت می‌شود موضوع گفتمان غرب­گرایی را در فرهنگ و جامعه (مردم) دنبال کند.

7. یکی از دلایل غرب‌گرایی اجتماعی ، برخی انگاره‌های قدیمی مبنی بر نامرد بودن روسیه و چین و حتی اعراب است. اروپا محوری و غرب‌گرایی یک گرایش نامطلوب و غیرکارا برای جهت‌گیری‌های خارجی ایران محسوب می‌شود. «نامرد» تلقی کردن کشورهایی چون چین و روسیه و عدم توجه راهبردی به قدرت‌های نوظهور جهانی(نظیر گروه بریکس)، همگی ترجمانی از انگاره اروپامداری در سیاست خارجی و غرب­گرایی اجتماعی است؛ در صورتی که نامردی­های فرانسه و انگلیس در تاریخ گذشته ایران چندان کم نیستند.

8. راهکارهای ترویج گفتمان ضدآمریکایی:

  • تبیین گفتمان ضدآمریکایی(در سطوح ایدئولوژیک، تاریخی و راهبردی)
  • درونی سازی موضوع دشمنی آمریکا از طریق بازی‌های رایانه‌ای و پویانمایی‌های کودک و نوجوان
  • گنجاندن مطالب عمیق ضد استکباری در متون درسی مدارس به شکل هنری و مؤثر
  • استفاده از فرصت بسیار مناسب دروس معارف اسلامی در دانشگاه‌ها
  • غنی‌سازی محتوای منبرهای مذهبی، نماز جمعه و عزاداری‌ها
  • متناسب‌سازی و موزون‌سازی یادگیری زبان دوم در کشور (ترویج زبان عربی/اردو /چینی/ هندی / روسی/ اسپانیایی به‌جای زبان انگلیسی و فرانسه)
  • احیاء منزلت زبان فارسی
  • ایجاد همبستگی اجتماعی با جهان اسلام و دنیای فارسی‌زبانان از طریق پیوندهای نخبگانی-مردمی-حکومتی
  • ایجاد مشوق برای گردشگری داخلی و مسافرت‌های زیارتی جهت کنترل و مهار موج افسارگسیخته مسافرت به کشورهای غربی.
  • در مورد بازنمایی نام و صفت آمریکا ، آمریکایی و دولتمردان آمریکا برخی راهکارهای رسانه‌ای هم چون: پیوند زدن نام انگلیسی‌ها به آمریکا جهت سرایت منفوریت: # آمریکایی‌های انگلیسی - پیوند زدن نام صهیونیست‌ها به آمریکا جهت سرایت منفوریت: # آمریکایی‌های صهیونیست - پیوند زدن صفت‌هایی نظیر نامرد، عهد شکن، بی‌عقل و ...

تولید محتوا در فیلم، رمان، کتاب و حتی طنز برای تبیین چهره پلید سیاست‌های آمریکا.